Archive for Uncategorized

هشدار به حکومت و دولت ایران


 ساده بگم ماهایی که به شما‌ها رای دادیم این بار به کسی رحم نمی‌کنیم. یا عذرخواهی رسمی و یا آزادی حصرشدگان و تمامی زندان سیاسی یا یه کاری می‌کنیم که سال ۸۸ باید می‌کردیم. دیگه بسه هرچی کشیدیم. این یکی رو برید محکم تو گوش هرکی بالاسرتون هست بلند داد بزنید……… دارن ميان
و ما داریم می‌ایم؛ زندان و شکنجه و حبس دیگه تاثیری نداره. ظرف چند ماه شماهایید که التماس می‌کنید برید تو زندون که شاید در امان باشید.
تعارف و رعایت مصلحت‌ها تموم شد

نوشتن دیدگاه

خلیل بهرامیان وکیل فرزاد کمانگر دستگير شد


منبع خبر: صفحه فيس بوك اسماعيل نوري علا

طبق خبری که هم اکنون (5 بعد از ظهر چهارشنبه بوقت نيويورک) به سکولاريسم نو رسيد، حکومت اسلامی آقای خلیل  بهرامیان، وکیل فرزاد کمانگر را دستگير کرده و به جای نامعلومی منتقل نموده است. بهرامیان از وکلای قديمی و شرافتمند ايران است که از سال 1347 به کار وکالت مشغول بوده و افشاگری های او موجب آن شده است که جهانيان از مظلوميت اين جوانان بيشتر مطلع شوند

Comments (1)

تظاهراتهای 25 تا 27 اردیبهشت مقابل سفارتخانه های جی 15 در تهران


تظاهراتهای 25 تا 27 اردیبهشت مقابل سفارتخانه های جی 15 در تهران . آدرسها در زیر آمده است

اجلاس جی 15 ، 27 اردیبهشت در سطح سران و در تهران برگزار می شود.هند، جمهوری اسلامی ، اندونزی، مالزی و سریلانکا از قاره آسیا، الجزایر، کنیا، مصر، نیجریه، زیمبابوه و سنگال از قاره آفریقا، ونزوئلا، مکزیک، کلمبیا، پرو و جامائیکا اعضای آمریکایی گروه 15 هستند. ترکيه، برزيل، آرژانتين به این گروه پیوستند . و همکنون 19 کشور در جی 15 عضو هستند . ما با ارسال متن و فرستادن عکس شهدا و اعدام شدگان به ایمیلهای این 19 کشور مراتب اعتراض خود را به حضور آنها در ایران و مذاکره با کشوری که معلمان و دختران بی گناه خود را اعدام می کند اعلام می داریم . خواهش می کنم در این چند روز با تمام توان به سفز این افراد با ارسال نامه، فکس ، تلفن و ایمیل به سفارت خانه هاشون ، اعتراض خودتون را اعلام کنید .از دوستان عزیز می خوام که در محل این سفارتخانه ها تجمع کنند و اعتراض خودشون را اعلام کنند . شعار نویسی در نزدیکی سفارتخانه ها فراموش نشه . عکس شهدا را در نزدیکی سفارت به دیوارها بچسبونید .و یا با نامه به سفارت خانه ارسال کنید . به علت پراکندگی به راحتی می تونیم در روز 27 اردیبهشت مقابل تمام سفارتخانه ها تجمع کنیم و امکان سرکوب رژیم به صفر خواهد رسید .
هند :
نشانى : تهران ، تهران ، خیابان دکتر بهشتی ـ خیابان میرعماد ـ پلاک ۴۶
تلفن : ۰۲۱-۸۸۷۵۵۱۰۳-۵ – ۸۸۷۳۵۱۷۱
فکس : ۰۲۱-۸۸۷۴۵۹۷۳ – ۸۸۷۴۵۵۵۷
کدپستى : ۱۵۸۷۵-۴۱۱۸
پست الکترونيکى : http://www.indianembassy-tehran.c

om

اندونزی :

Telephones: +98(21)88716865 – 88717251
Fax: +98(21)88718822
Email: kbritehran@parsonline.net
Website: http://www.indonesian-embassy.ir
Address: No.210, Ghaem Magham Farahani Ave
مالزی :
نشانى : تهران ، تهران ، خیابان شهید فیاضی (فرشته) ـ خیابان شهید اخگری ـ پلاک ۶
تلفن : ۰۲۱-۲۲۰۱۱۰۶۱
فکس : ۰۲۱-۲۲۰۱۰۴۷۷
نشانى سايت اينترنتى : http://www.matrade.gov.my

سریلانکا:
نشانى : تهران ، تهران ، بلوار آفریقا ـ بلوار گل آذین ـ پلاک ۲۸
تلفن : ۰۲۱-۲۲۰۵۲۶۸۸ – ۲۲۰۴۵۱۱۹
فکس : ۰۲۱-۲۲۰۵۲۱۴۹

الجزایر :
نشانى : تهران ، تهران ، خیابان ولنجک ـ خیابان شانزدهم ـ پلاک ۶
تلفن : ۰۲۱-۲۲۴۲۰۰۱۵-۶
فکس : ۰۲۱-۲۲۴۲۰۰۱۷
صندوق‌پستى : ۱۹۳۹۵-۷۶۳۹

سفارت کنیا :
نشانى : تهران ، تهران ، بلوار آفریقا ـ خیابان گلستان ـ بلوار گیتی ـ پلاک ۱۷
تلفن : ۰۲۱-۲۲۰۴۹۳۵۵
فکس : ۰۲۱-۲۲۰۴۸۶۱۹

سفارت برزیل :
آدرس :خیابان ولیعصر، زعفرانیه، خیابان بهار، نبش یکتا، شماره 2
کد پستی: 1988633854
صندوق پستی: 689/19615
تلفن: 22753010 و 10 – 22753108
فکس: 22752009
پست الکترونیک: embassy (at) brazil-iran (dot) org

سفارت مصر :
نشانى : تهران ، تهران ، خیابان دکتر شریعتی ـ کوچه رضائی ـ پلاک ۸
تلفن : ۰۲۱-۲۲۲۴۲۲۶۸
فکس : ۰۲۱-۲۲۲۴۲۲۹۹
صندوق‌پستى : ۱۹۳۹۵-۴۶۳۶

سفارت سنگال :
نشانى :تهران ، تهران ، خیابان دکتر لواسانی (فرمانیه) ـ خیابان پاسداران ـ خیابان بوستان ـ پلاک ۵
تلفن : ۰۲۱-۲۲۲۹۶۸۰۲ – ۲۲۲۹۸۳۱۴
فکس : ۰۲۱-۲۲۲۸۶۰۲۱
صندوق‌پستى : ۱۹۵۷۵-۴۴۹

سفارت زیمباوه :
نشانی :ولیعصر-خ.مقدسی اردبیلی-خ.شادآور-پ.24
تلفن تماس: 22027555
شماره دورنگار: 22049084

نیجریه :
آدرس :تهران- خیابان ظفرغربی- پلاک 3/323- نبش کوچه رامیان
تلفن :88889621
فکس :88799783
ایمیل:ngrembtehran@yahoo.com

ترکیه :
آدرس :خیابان فردوسی، شماره 337
تلفن:33111202 – 33115299- 33913592
فکس:33117928 – 33924952

آرژانتین :
آدرس: دروس – خيابان يارمحمدی – كوچه قو – پلاك 11 تهران – ايران
تلفن :(9821) 22577433 -(9821) 22577932

سفارت مکزیک :
نشانى : تهران ، تهران ، بلوار آفریقا ـ خیابان گلفام ـ پلاک ۴۱
تلفن : ۰۲۱-۲۲۰۵۷۵۸۶-۸
فکس : ۰۲۱-۲۲۰۵۷۵۸۹
پست الکترونيکى : embamex@apadana.com

سفارت ونزوئلا :
آدرس :خيابان احمد قصير خيابان نهم شماره 31
تلفن :8714262-8715185

سفارت کلمبیا :
آدرس :دروس خيابان هدايت خيابان فريار شماره 5
تلفن :2541981-2558957

پانوشت:

دوستان ریس جمهور ترکیه اعلام کرد به ایران
نخواهد آمد . بنابراین تجمع مقابل سفارت ترکیه کنسل می شود . در عوض به
خاطر تلاش خستگی ناپذیر ریس جمهور برزیل برای مذاکره با قاتلان ملت ایران .

شد . لطفا با تلفن عمومی ایمیل و فاکس سفارت برزیل را بمباران کنید
……………….سفارت برزیل : آدرس :خیابان ولیعصر، زعفرانیه،
خیابان بهار، نبش یکتا، شماره 2 کد پستی: 1988633854 صندوق پستی:
689/19615 تلفن: 22753010 و 10 – 22753108 فکس: 22752009 پست
الکترونیک: embassy (at) brazil-iran (dot) org
26 اردیبهشت همه با هم مقابل سفارت برزیل ساعت 7 بعد از ظهر حاضر خواهیم

نوشتن دیدگاه

يك شوخي خودموني با كمپين سينه هاي لرزان


مايل هستم از تمامي ممه هايي كه ببخشيد تمام دوستاني كه با ممه هاشون نه ببخشيد با رفتارشون ممه ي محكمي نه ببخشيد مشت محكمي توي دهن حكومت زدند تشكر كنم… كاش من هم يك ممه نه ببخشيد كاش من هم اونجا بودم. من رو هميشه پيش ممه هاي خودتون نه ببخشيد خودتون بدونيد

نوشتن دیدگاه

وعده ما سبزهاي تبريز؛29 بهمن در بازار تبريز/ساعت پنج عصر+پوستر


سبزهای تبریز 29 بهمن در بازار تبریز تجمع خواهند کرد/// من و تو حق داریم در شب این جنبش؛ نبض آدم باشیم … روز پنجشنبه 29 بهمن ساعت 17 در بازار تبريز با شعار «مرگ بر ديكتاتور» و»مرگ بر كودتا» تجمع خود را برگزار خواهيم كرد

وعده ي ما سبزهاي تبريز ؛ 29 بهمن در بازار تبريز ؛ ساعت17

هر كسي كه در تبريز باشد ؛ احتمالا شعارنويسي با رنگ سبز را بر روي ديوارهاي شهر ديده است كه نوشته شده :29بهمن بازار تبريز
اين شعار بر روي ديوارها به طور گسترده اي در خيابان دكتر قريب (كوي فيروز) ؛ در منظريه و خيابان آزادي و بسياري ديگر از خيابانهاي شهر ديده مي شود.ظاهرا سبزهاي تبريز قصد دارند تا 29بهمن در بازار تبريز تجمع كنند.ما نيز به ايشان مي پيونديم و در اين تجمع در روز پنجشنبه 29 بهمن ساعت 17 در بازار تبريز با شعار «مرگ بر ديكتاتور» و»مرگ بر كودتا» تجمع خود را برگزار خواهيم كرد.

Image and video hosting by TinyPic

http://tinypic.com/r/121wyl0/6

Comments (8)

گزارشی از کودتا: پیش و پس از انتخابات


گزارشی از مقدمات کودتا در روزهای پیش و پس از انتخابات
قراردگاه ثارالله
با فرمان رهبر در نمازجمعه
سرکوب مردم معترض را آغاز کرد

سنگ بنای قرارگاه ثارالله برای مقابله با مردم گذاشته شد. در این قرارگاه واحدهائی از سپاه جمع شدند که آموزش و ماموریتشان سرکوب مردم بود. فرماندهی آن در ابتدا برعهده فرمانده کنونی سپاه «عزیز جعفری» بود و مبتکر تشکیل چنین قرارگاهی سرلشگر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای نظامی بود که از دوران ریاست جمهوری علی خامنه ای درکنار اوست و پس از او، نزدیک ترین مناسبات را با آیت الله جنتی دارد.
پس از چند مانور و باصطلاح رزمآیش بزرگ ضد شورش در تهران و تصویب استراتژی سپردن دولت به سپاه و دفاع از احمدی نژاد بعنوان کارگزار این استراتژی از نیمه های دوران ریاست جمهوری وی، عزیز جعفری با تجربه ای که در برپا یی قرارگاه ثارالله اندوخته بود، جانشین سرلشگر رحیم صفوی شد و فرمانده کل سپاه پاسداران شد. معرف و توصیه کننده این سمت و گیرنده حکم فرماندهی کل سپاه از علی خامنه ای، سرلشگر فیروز آبادی بود که عزیز جعفری مطیع اوست.
پس از این انتصاب، سرتیپ پاسدار حجازی جانشین عزیز جعفری در قرارگاه ثارالله شد. همه این تحولات در نیمه دوره 4 ساله ریاست جموری احمدی نژاد صورت گرفت. با نزدیک شدن پایان دوره 4 ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد و با وحشت از شکست او در انتخابات و به صحنه بازگشتن اصلاح طلبان، قرارگاه ثارالله مامور تهیه طرح یک کودتا با تمام جزئیات آن شد.
این درحالی بود که بدنبال ورود «اوباما» به کاخ سفید، برای نمایش حمایت مردم از نظام، بشدت نیازمند یک انتخابات پر استقبال بودند. این استقبال به نامزدی یک اصلاح طلب ممکن بود، اما نه خاتمی. خاتمی سد بزرگی بود که می توانست همه بافته ها را پنبه کند. رهبر در ملاقات حضوری به او گفت نیآید. خاتمی گفت که احساس وظیفه و احساس خطر برای نظام می کند و می آید. چند روز پس از این دیدار حسین شریعتمداری که در کنار احمدی نژاد در جلسات فرماندهی قرارگاه ثارالله شرکت می کند، ماموریت یافت مقاله ای نوشته و به خاتمی سرنوشت خانم بی نظیر بوتو را یادآوری کند.
خاتمی که اکنون مستقیما از قول خود او گفته شده نگران باقی ماندن در صحنه انتخابات و ختم شدن انتخابات به یک 28 مرداد بوده کنار می کشد و میرحسین موسوی ورود به صحنه می کند. نه خاتمی و نه بسیاری از مقامات لشگری و کشوری تصور نمی کردند سپاه علیه او نیز دست به کودتا بزند. علیه کسی که در سالهای جنگ با عراق یک پا در جبهه های جنگ دا شته و یک پا در جلسات کابینه. با حمایت قرارگاه ثارالله که پل پیوند آن با رهبر، مجتبی خامنه ایست، به احمدی نژاد کارت سبز برای عبور از همه خط قرمزها در مناظره های تلویزیونی داده می شود. هدف این بود که هم استقبال از انتخابات ممکن شود و هم احمدی نژاد با مواضعی که در مناظره ها می گیرد، با رای مردم انتخاب شود. سردار ضرغامی فرمانده صدا و سیما ماموریت همه نوع همکاری و کمک به احمدی نژاد را ا ز سوی قرارگاه ثارالله می گیرد.
علیرغم همه این تدابیر، از میانه برنامه مناظره های تلویزیون و نتیجه نظرسنجی هائی که بسرعت در سطح کشور جمع آوری شد، معلوم شد شانس احمدی نژاد برای گرفتن رای مردم بسرعت رو به کاهش است و استقبال از موسوی رو به افزایش. نگرانی از نتیجه انتخابات و شکست احمدی نژاد همراه با یک گزارش در اختیای مجتبی خامنه ای قرار گیرد تا با رهبر در این باره صحبت کند. دادن وقت اضافه تلویزیونی به احمدی نژاد، توصیه به چند سفر شتابزده استانی و باز گذاشتن دست او برای هر سخن و تلاشی که بتواند آراء وی را بالا ببرد، نتیجه ایست که مجتبی خامنه ای به قرارگاه ثارالله باز می گرداند. در عین حال این توصیه توسط مجتبی خامنه ای در جلسه قراردگاه ثارالله که در آن از جمله فیروزآبادی و عزیز جعفری فرمانده سپاه حضور داشته اند ا بلاغ می شود که در عین حال، شما طرح اقدام را دنبال کنید!
در فرصتی بسیار تنگ، از آنجا که نمی خواستند بقیه فرماندهان سپاه در جریان این اقدام قرارگیرند و احتمالا با توجه به روابط و مناسبات موسوی با برخی فرماندهان سپاه خبر به گوش او برسد، طرح دولت نظامی ارتشبد ازهاری در سال 57 در دستور کار قرار می گیرد. لیست دستگیری های وسیع از میان فعالان یاسی، روزنامه نگاران، حقوقدان ها، رهبران دانشجوئی و… تهیه می شود. برای آغاز عملیات سرتیپ «احدی» که اکنون بعنوان وزیر دفاع دولت در کابینه احمدی نژاد به مجلس معرفی شده بدلیل سالهای فرماندهی اش در سپاه قدس ماموریت مافوق سری واحد ضربه اول کودتا را برعهده می گیرد. شماری از افراد واحد امنیتی سپاه قدس که عمدتا لبنانی و فلسطینی ( از افراد حماس) بوده اند واحد ضربه اول را تشکیل میدهند. هر چه به زمان برگزاری انتخابات نزدیک تر می شوند، وحشت از شکست احمدی نژاد بیشتر می شود. در ساعات اولیه روز رای گیری، شکست قطعی گزارش می شود و به همین دلیل از طرف قرارگاه ثارالله وزیر کشور، سردار محصولی برای یک جلسه فوری «توجیهی» احضار می شود. او ماموریت پیدا می کند که نتیجه اولیه شمارش آراء را ابتدا در اختیار بیت رهبری و سپس در اختیار قرارگاه ثارالله بگذارد. آماده باش وضعیت قرمز داده میشود. نخستین گزارش شمارش آراء شکست کامل احمدی نژاد و پیروزی قاطع میرحسین موسوی را نشان میدهد. قرارگاه منتظر اولین واکنش ها از بیت رهبری می شود. مجتبی خامنه ای از تزلزل پدرش و عزم خودش برای آغاز عملیات خبر میدهد. معلوم نیست این تزلزلی که او گزارش میدهد یک صحنه سازی بوده و یا واقعیت. میرحسین موسوی از نتیجه اولیه شمارش آراء، توسط عواملی که در وزارت کشور داشته با خبر می شود. با وزارت کشور تماس برقرار می کند. نتیجه اولیه و پیروزی او را تائید می کنند. آنها می گویند که مراتب به بیت رهبری نیز گزارش شده است.
سرنوشت ساز ترین ساعات آغاز می شود. آخرین جلسه قرارگاه ثارالله، به بهانه دفاع از نظام، تصمیم به آغاز عملیات می گیرد. اولین یورش به ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی در سراسر کشور و سرانجام یورش بزرگ با کمک واحد ضربه اول سپاه قدس در تهران صورت می گیرد. متعاقب آن، لیست دستگیری ها به اجرا گذاشته می شود. از همان نیمه شب دستگیری ها شروع می شود و روز بعد، بدنبال پخش بیانیه ای که آن را بیانیه کودتا می گویند با امضای علی خامنه ای، دستگیری ها سرعت می گیرد.
تصور اولیه این بوده که با این دستگیری ها، با بیانیه شتابزده ای که با امضای علی خامنه ای ابتدا از رادیو و پس از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و متعاقب آن، اعلام جشن پیروزی از سوی احمدی نژاد کار تمام می شود. ریختن مردم به خیابان ها و شکل گیری خودجوش بزرگترین راهپیمائی بعد از انقلاب 57 آن حادثه ای بود که ستاد ثارالله خود را آماده آن نکرده بود. در واقع پیش بینی آن را نکرده بود. همه غافلگیر شدند. نخستین گزارش ها از راهپیمائی های اعتراضی مردم به بیت رهبری ارسال شد، با این قید که اگر وضع تنها یک هفته به همین شکل ادامه پیدا کند سقوط قطعی است!
دیدار رهبر با نمایندگان ستادهای انتخاباتی توصیه ایست که مشاورانش برای ختم راهپیمائی ها به او می کنند. او هنوز باور نکرده بود که مردم برای انقلاب به خیابان ریخته اند. سالها، مشاوران نظامی و غیر نظامی اش به او از عشق مردم به ایشان و فصل الخطاب بودن سخن او گزارش داده بودند و حالا عکس آن درخیابان ها جریان داشت. دیدار با نمایندگان ستادهای انتخاباتی که در سطح » درجه دوم در آن شرکت کرده بودند، یعنی کروبی و موسوی و رضائی شخصا به این جلسه نرفته بودند حاصلی در پی نداشت. همه آنها گفتند که تقلب شد و او که خوب میدانست آنها حقیقت را می گویند و پیش از آنها قرارگاه ثارالله گزارش شکست احمدی نژاد را دراختیارش گذاشته بود، تقلب را رد کرد و گفت که می آید به نماز جمعه و حرف هایش را آنجا می زند.
یک هفته بازجوئی سخت و توام با انواع شگردها و شکنجه ها درباره بازداشت شدگان نتیجه ای در پی نداشت و نمایش تلویزیونی ممکن نبود. راهپیمائی ها همچنان در تهران و شهرها رو به گسترش بود و چند ده میلیون مردم ایران که اطمینان داشتند به روی مردم بی دفاع و مسالمت جو تیراندازی نخواهد شد با زن و بچه راهی خیابان ها شدند.
جمعه 29 خرداد فرا رسید. رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه ای که ابتدا قرار بود در مصلی تهران برپا شود اما بدلیل بیم از حرکت مردم به سمت مصلی، بصورت امنیتی در دانشگاه تهران ترتیب داده شد، خطابه معروف خود را ایراد کرد. خطابه ای که حکم فرمان آتش به روی مردم معترض بود. از اینجا به بعد را از قول مستقیم سردار سرتیپ پاسدار محمد حجازی جانشین فرمانده کل سپاه و فرمانده ق ارگاه ثارالله سپاه، در همایش پاسداران اهل قلم بخوانید:
در قضایای اخیر مسائلی در كشور اتفاق افتاد، جدا از جنبه عمومی و مردمی كارهای انتخاباتی، تا جایی پیش رفت كه از مدار یك رقابت انتخاباتی عادی خارج شد و عده ای خواستند از احساسات مردم سوء استفاده كنند و شرایط را به سمت اهداف خود پیش ببرند و به نا امنی دامن بزنند و ناامنی را مقدمه دخالت بیگانگان قرار بدهند. آنها می خواستند آرام آرام ناامنی ها را توسعه دهند تا كشور با یك بحران سراسری روبرو شود و كیست كه نداند بخشی از این مسائل كه نا امنی، آتش زدن و حمله به اموال عمومی در راستای خواست دشمنان قسم خورده انقلاب بودند.

سپاه نمی تواند از كنار این قضایا به راحتی گذر كند، نا امنی هایی كه با دستور و خواست بیگانگان صورت می گیرد فقط یك امر انتظامی نیست كه بگویند عده ای می خواهند خود را تخلیه كنند.هر جا رد پای بیگانه پیدا شود سپاه هم حضور خواهد داشت.
عمیق ترین و نافذترین دیدگاه ها از مقام معظم رهبری در خصوص قضایای اخیر مشاهده كردیم. بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه صف اخلالگران و ناقضان امنیت را از مردم جدا كرد و تكلیف مردم را با اغتشاشگران مشخص كرد و راهبرد روشنی در مقابل اغتشاشگران و توطئه گران به مردم، مسئولان و نیروهای امنیتی را دادند كه در حفظ آرامش موثر بود و شاهد آرامش خوبی در كشور بودیم و الان هم آرامش و امنیت در كشور برقرار است.

او مدتی معاون قرارگاه ثارالله بود
برادر احمدی نژاد
رابط کابین با قرارگاه ثارالله

قرارگاه ثارالله قرارگاه مهم عملیات شهری سپاه پاسداران است. وظیفه این قرارگاه، مدیریت امنیت پایتخت و كنترل شهر تهران است. میتوان گفت فرمانده این قرارگاه، فرماندار نظامی تهران است. ثارالله مهمترین واحد امنیتی درون سپاه است. همیشه فرمانده این قرارگاه یكی از سه فرمانده ارشد سپاه است. در بخش اعظم دوره خاتمی، سردار جعفری فرمانده فعلی سپاه كه در آن زمان فرمانده نیروی زمینی سپاه بود با حفظ سمت، فرماندهی این قرارگاه را هم برعهده داشت. در همین زمان بود ك ه او در نامهای به رهبری و روسای سه قوه، تحصن نمایندگان مجلس ششم را مقدمه كودتا خوانده و درخواست مجوز برخورد رسمی قرارگاه ثارالله با نمایندگان شده بود.
در سال 86 با انتصاب سردار جعفری به فرماندهی سپاه اهمیت این قرارگاه افزایش یافت. سردار حجازی قائممقام فرمانده سپاه، با حفظ سم فرمانده قرارگاه ثارالله شد. فرمانده پیشین قرارگاه فرمانده كل سپاه شد و فرمانده بعدی قرارگاه هم قائم مقام فرمانده كل سپاه.
خبرگزاری فارس، خبرگزاری قرارگاه ثارالله است و بودجه و امکانات آن را همین قرارگاه تامین می کند.
جمعه 19 مهر رزمایش «ارتقای آمادگی یگانها تداوم تمرینات نیروها برای مقابله با حوادث طبیعی و برخورد هوشمندانه با هرگونه تهدید علیه شهروندان تهرانی در تهران، کرج، اسلامشهر، شهرری، رباط کریم و ورامین» اجرا شد که مقدمه کودتای 22 خرداد بود.
نام این تمرین کودتائی را «رزمایش عاشقان ولایت» گذاشته بودند و علاوه بر نیروهای قرارگاه ثارال4ه، نیروهای سپاه محمدرسول الله و سیدالشهدا، گردان های بسیجی عاشورا و الزهرا نیز در این تمرین یا رزمآیش شرکت داشتند.
تمام این واحدها، پس از کودتای 22 خرداد در سرکوب مردم معترض به انتخابات، برپائی بازداشتگاه کهریزک و زیرزمین وزارت کشور نقش آفرین شدند.
لشكر محمد رسولالله و لشكر سیدالشهدا متشكل از نیروهای كادر و وظیفه سپاه است و گردانهای عاشورا و الزهرا شامل نیروهای داوطب است.
مردم نقش این گردان ها را در خیابان ها تحت عنوان لباس شخصی ها، چماق بدستان و مهاجمین مسلح به نارنجک انداز دیدند.
پس از آن رزمایش نیروی انتظامی تحت بهانه «امنیت و آرامش» تمرین عملیات کودتائی را در تهران آغاز کرد و استفاده از «سوله کهریزک» افتتاح شد. ابتدا با انتقال اوباش به این سوله و سپس تبدیل این اوباش به افراد تحت امر نیروی انتظامی برای مقابله با مردم در کودتای 22 خرداد.

داوود احمدینژاد برادر محمود احمدی نژاد نیز در گذشته مدتی معاون قرارگاه ثارالله بوده است و اکنون نقش مهم پل ارتباطی ثارالله را در کابینه و درکنار برادرش برعهده دارد.
دوشنبه 20آبان، چهار هزار خودرو در بزرگراه آزادگان و نیروهای پلیس به 55 گروه تفكیك و در میادین اصلی شهر تهران مستقر شدند که این نیز ادامه آماده باش برای کودتا بود.
از آن پس، به بهانه اجرای طرح امنیت اجتماعی نیروهای مسلح یگان ویژه پلیس بصورت مستمر و تا دوران برگزاری انتخابات در نقاط اصلی شهرها و بویژه تهران مستقر بودند و همین نیرو که در جریان کمربند سبز انتخاباتی مردم شاهد حضور آرام و بی واکنش آنها بودند، ناگهان تبدیل به نیروی واکنش سریع شدند

Comments (2)

آیا موسوی «دولت در سایه» تشکیل می دهد؟ / حسین خضرا


از نقطه نظراصلاح طلبان ، میتوان پذیرفت که از 30خرداد تاکنون، توازن وتناسب بالنسبه پذیرفتنی میان فشار از» پائین «وچانه زنی در» بالا» وجود داشته است .اما از زمانی که خامنه ای پاسخ رد به مصلحت گرایی های رفسنجانی داد.وبی تفاوت به وضعیت شدیدا بحرانی تکتازانه مراسم «تنفیذ وتحلیف» رامفتضحانه پشت سر گذاشت ،بدین طریق، عملا توپ کشاکش قدرت در» بالا»را به زمین رقبایش انداخت .
همانگونه که در نوشته ی قبل(موسوی را دستگیر نمیکنیم …) متذکر شدم .رژیم کودتا،تحت شرایط کابوسی فعلی ترجیح میدهدبا کمترین تنش با جنبش مردمی وموسوی وائتلافش روبرو شده و برای نجات از سقوط حتمی بهر قیمت خود را به سرمیز مذاکره با غرب برساند .امابرای رسیدن به این هدف و پیش ازآن باید چا لشی جدی تر از مراسم قبل یعنی گذر ازمعضل مجلس برای تائیدکابینه ی دولت احمدی نژاد روبرو گردیده واز آن به سلامت بگذرد .
درسوی دیگرجریان اصلاح طلب که عملا از تورنمنت قدرت عقب افتاده است. بنظر میرسد در تدارک یک جهش مهم آلترناتیوی برای حل قطعی بحران موجود می باشد.
پیش از این موسوی ویارانش، طرح تشکیل جبهه ای علیه کودتا را اعلام کرده بودند اما دربررسی کارشناسی،به عدم نیاز بدان، بدلیل وجودجبهه ی واقعی وملموس در سطح جامعه سیاسی وبرای جلوگیری از پیامد های درگیرانه ی بورکراتیک اش ، پروژه ی مزبور راگویا عملا متوقف کرده باشند .
اصلاح طلبان، پس از یک دوره تحمل ضربات جدی بر کادر هایشان و انفعال مشهودوکوتاه، در حالی که حریف مرتب خود را به خط پایان نزدیک تر میکند وجنبش مردمی مدام منتظر واکنشی محکم وقوی از سوی موسوی است.بایدبپذیریم که احتمالا بهترین گزینه یعنی اجرای طرح تشکیل» دولت در سایه» درنظر دارند .که چه بسا بزودی از سوی موسوی در سطح داخلی وخارجی اعلام موجودیت کند .
«دولت سایه» که در کشور های پیشرفته ی غربی که بعنوان اصل وروا لی قانونی سیاسی و د پذیرفته شده است. محصول کارشبه دولتی اپوزیسیون جناح اقلیت در پارلمان ها، برای هدفمندتر ومتشکل تر مقابلات ورقابت های سیاسی با دولت رسمی اکثریت بوجود میآید.
اما در شرایط ایران مقوله وطرح «دولت درسایه»،در کل ماهیتی الترناتیوی ورسمیت نیافته وبه لحاظ سیاسی ،خصوصیتی آشتی ناپذیر دارد.این بارگویی طراحان آن دست بنوعی الگوبرداری از دولت در تبعید ودولت موقت پیش وپس از انقلاب 57زده اند که در آن خمینی در مقابل دولت رسمی دکتر بختیارکه فاقد وجه ومقبولیت مردمی بود، قرار داشت.خمینی وتیمش با استفاده از مقبولیت مردمی دست به تشکیل» دولت در سایه» اما از نوع ایرانی اش زدند و.سرنوشت کشاکش همزمان «دودولت در یک اقلیم»را عملا با موتور درهم کوبنده ی مقبولیت» دولت موقت » تعیین ورقم زدند.
میتوان پذیرفت که طی این مدت اتاق فکر موسوی وائتلافش ا مرتشکیل «دولت درسایه » را بطور جدی مد نظرداشته و دارند و.چه بسا عنقریب آنرا علنی کنند.لیکن باید دید که طرح» دولت در سایه» موسوی چه اهدافی وکدام چالشهایی را در پیش میتواند داشته باشد؟
رئوس اهداف این طرح میتواند این چنین برآورد شود :
1)-خروج ازلاک انفعال وسکوت نسبی برای نویددادن به جنبش وتقویت روحیه ی آن بسود اهداف خود.
2)-پاسخ به ضربه ی دریافتی از سوی حریف وایجاد خیزی بلند برای کسب قدرت دولتی
3)-ایجاد ستونی از قدرت فعال تردرمقابل دولت رسمی فاقد مقبولیت به منظور جذب نیروهای سیاسی –نظامی وامنیتی ریزش یافته ودرحال ریزش ومتشکل کردن آنها حول قدرت خویش درداخل .
4)- پیشبرد سیاست انفرادهرچه بیشتردولت احمدی نژاد در سطح بین المللی ..
5)-وبالاخره نباید فراموش نمود که کل صفحه ی شطرنج پروژه ی جایگزینی با توفیق موسوی واز صحنه خارج کردن احمدی نژاد پایان نمی یابد. رفسنجانی بعنوان قطب قدرت در سایه وروشنایی ، بازیرکی خاص خود در جبهه ی تحرکات سیاسی در»بالای «رژیم نیزمهمترین هدف خود را حذف خامنه ای از جایگاه ولایت مطلقه ازنظر دور ندشته است وهمزمان هدایت دوروندجایگزینی دولتی ورهبری را پی میگیرد وبهترین گزینه رابجای خامنه ای آیت الله منتظری میداند.
رفسنجانی که در همه حال وهمواره آمادگی وگنجایش جذ ب نیروهای مخفی وعلنی ازبیرون و درون رژیم را داشته ودارد. اما برای روز مبادا در آستین ش نیروهای امنیتی ونظامی خود را نیز دارد. لیکن سیاست مصلحت گرایانه ی او ترجیحامسیر غیر نظامی را در اجرای این پروژه ها جستجو میکند . بگونه ای که حتی تا آخرین لحظات درب بازگشت خامنه ای بسوی خود را نخواهد بست .

نتیجه آنکه اگر»دولت درسایه» موسوی سریعا علنی گردد ،به احتمال زیادمیتواند بخش مهمی از نمایندگان مجلس را حول قدرت جایگزین جدیدگرد خود آورد وبا ایجاد ائتلافی جدی در مجلس ،سد بزرگی در مقابل احمدی نژاددر رد کابینه اش ایجاد نماید. که اینباردیگرنمایدگانش زیر بارحکم حکومتی رهبر(کم سو!!) براحتی سر فرود نمی آورند.
پروژه ی بلوکه شدن وعدم رای اعتماد به کابینه ی دولت احمدی نژاد در مجلس، فضای مورد نیاز برای جابجایی قانونی قدرت دولتی رامیتواند در دورهای بعدی بسود موسوی فراهم سازد .

موسوی در این راه ناگزیرست ابتدائا باکمترین چهره های عضو کابینه اش وارد صحنه سیاسی شود. وکابینه ی خود را لااقل در قسمت وزارت خارجه از چهره های علنی وشناخته شده در خارج از ایران انتخاب کند واعلام وزرای بعدی را به مساعد شدن فضای تنشها موکول نماید .
درغیر این صورت، یعنی عدم طرح ویا دیر اعلام نمودن موجودیت «دولت در سایه » اصلاح طلبان می بایددرآینده ی نزدیک با هزینه ای گزاف تربا چالشها وکشاکش های سیاسی وحتی نظامی –امنیتی روبرو گردند .

امااز آنجا که کشور ایران بدرستی کشور شگفتی ها نام گرفته است، واقعا نمیتوان با اطمینان کافی به اوضاع سیاسی آن نگریست زیرا هر لحظه با هر اتفاق پیش بینی نشده ای، امکان برهم ریزی تمامی نقشه ها وصف آرایی های سیاسی وجود دارد. که موجب پیدایش وضعیتی جدید از پیش باور نکردنی میگردد./
حسین خضرا

نوشتن دیدگاه

آیا کودتا تکمیل می شود؟ جنبش سبز چه میشود؟ / مقاله اي از حسين خضرا


ا کودتا تکمیل می شود؟ جنبش سبز چه میشود؟!
ازپیش کاملا مشهود بود که کودتا به دنبال هدف نابودی جمهوری ابتر اسلامی وتبدیل آن به حکومتی بلا منازع وبدون نق های روحانیت وگرایشات اصلاح طلب درون رژیم بود.که برآمد «جنبش سبز» انجام این پروژه را تسریع نموده وبجلو انداخت .
باپایان یافتن مراسم «تنفیذ وتحلیف «و بلافاصله بعد ازدادگاه نمایشی ،شواهد پیداو نهانی ،حاکی از آن است که رژیم جدید خود را آماده ی اجرای آخرین فاز کودتا مینماید. این پروژه که ترجیح میدهد،در گام اول ودر فاصله زمانی کوتاه، خانه نشینی و حصرکامل سیاسی رابه سران عمده ی اصلاحات (موسوی – خاتمی ورفسنجانی) تحمیل ومحقق سازد. اما به دلیل قرار گرفتن در انتهای دوراهی مرگ وزندگی هرگز بخود تردید راه نخواهد داد که گام نهایی را یعنی دستگیری موسوی و..را بعد ازنامیدی ازاجرای گام اول ، بلافاصله بانجام برساند. تا آخرین قطعه ی پازل کودتایش را تکمیل کند. اینکه آیاسران اصلاحات و بویژه موسوی بدان چگونه عکس العمل نشان خواهند داد وآیابه دستگیری ونمایشات بعداز آن تن می دهند ویابا ورود به فاز» تهاجمی» درصدد سرنگونی کودتا چیان برآیند؟ موضوعی کمتر قابل پیش بینی است و امریست که در اصل اهداف حیاتی کودتا چیان کم ویا بی تاثیر است. زیرادر عمل همه ی پلهای سازش پشت تمامی نیروهای درگیر در حاکمیت قبلی خراب شده است وتاریخ سیاسی بیش ازاین نمی تواند بلاتکیفی در قدرت را تاب بیاورد . . .
جنبش که ا کنون در آستانه ی سیر فوق العاده سریع وغافلگیرانه ی حوادث سیاسی قرار گرفته است وتلاطمات وصف آرایی های آن، آستانه ی نهایی شدن وضعیت قدرت سیاسی را بنمایش میگذارد . یاد آورد درد های وحشتناک پیش از زایمانی ست که تضمینی برزنده وسالم بودن نوزاد آن ازقبل موجود نیست .
فقدان رهبری واحد سراسری بر تارک جنبش کنونی وخطاهای غیر قابل اغماض از سوی تحول طلبان وآزادیخواهان ،عملا فضای زمانی مناسب را در اختیار کودتا چیان قرار داد که خود را به آخرین مرحلع ی فاز تکمیلی کودتا برسانند .
انچه اکنون در پیش روی ماست ودرصورت تداوم وضعیت بلاتکلیفی دردآور کنونی ودر فقدان آلتر ناتیو قوی،چشم انداز ی جز افول » جنبش سبز»وپایان دوره ی تاریخی عمر آن کمتر قابل تصور است . مگر آنکه» رهبری تاکنیکی سایبری» اش سریعا از فاز» اعتراضی تدافعی» به فاز «تعرضی وتهاجمی» روی آورده وبه جنبش جان واعتلایی ببخشد . این تغییر تاکتیک باتوجه به کم تجربگی و تابویی بودن مشی » مبارزه ی بدون خشونت » نزد آنهاو انحصار طلبی تاکتیکی تئوری پردازانش که بر خلاف سمتگیریهای اتحاد فراگیرانه جریان داشته است ، بعید مینماید که آنها را درمسیر تغییرجهت تاکتیکی قرار دهد.
بی تحرکی و بی ارادگی اپوزیسون درسمتگیری بسوی ارائه ی یک بدیل متحد فراگیر،در همنوایی منفعلانه با سیرخود بخودی حوادث وتبعیت از برداشت تابویی » مبارزه یبدون خشونت» ،مسئولیت عمده تاریخی سیاسی افول وشکست محتمل «جنبش سبز» را بردوش می کشا ند…

نوشتن دیدگاه

یک سوزن به خود ، یک جوال دوز به گنجی !!! / حسين خضرا


یک سوزن به خود ، یک جوال دوز به گنجی !!!
بجای مقدمه:
غالبا دربرآمد هایی خیزشی در جنبشهای سیاسی، پدیده ها وجریانات غیرعمده ای بروز میکنندکه تلاش میکنند بافضاسازی و ایجاد هوچیگری های تبلیغی دست به تخطئه وخارج کردن مسیروروندطبیعی آن می زنند تا بطور مصنوعی خود را عمده گردانند. عملکردسیاسی این جریانات که درشکل همراستا با منافع سیاسی حاکمان ضدآزادی وضد دمکراسی میگردند. به ناگزیرضرورت نقد وافشای هویت سیاسی شان را ایجاب میکند . به تبع آن این کار میتواندجزئی کوچک ازیک کار نظری در جنبش سیاسی ما باشد . با این هدف که شاید در یک باز نگری جدی و واقع بینانه بتواند اثری تحولی در آنها وخودمان ایجاد نماید .
نوشتار ذیل کامنت ها یی نقد واره برمقاله ها یی ازخانم شکوه میرزادگی وآقای اسماعیل نوری علا است که بنا به پیشنهاد برخی ازدوستان با اضافات واصلاحاتی دریکجا جمع شده است .

بنده مدتی روی مقاله های»دیکتاتوری حذف بارنگ دمکراسی» و»نگذارید اسلامیست هارنگمان کنند» خانم میرزادگی و آقای نوری علا در ارتباط با /مسئله(!!!؟) اکبر گنجی/ تعمق کردم، اماهرچه این پا وآن پا کردم که نقدی برآنها بنویسم، ملاحظه کردم که فی الواقع این نوشته ها حتی از حداقل اسلوب ها و پایه های لازم برای نقد برخوردار نیستند واین را من نه در جهت تخطئه ی این عزیزان که بخاطر عدم رعایت اصول اولیه ی متناظر بر مباحثه وبرخوردهای نظری وخارج از چارچوب آنها دیدیم. لذابه همین خاطردر همان سطح به کامنت گذاری بسنده میکنم .
در طول دوره ی کوتاه حضور درفیس بوک ودر طول مبارزه سالهای گذشته مشاهده نمودم که چقدر نظر گذشته ام در باره ی وجود بحران در جنبش «روشنفکری»ایران صحیح بوده است واینکه این نوع از روشنفکری تاکنون چه ضربات مهلکی به ترقی وتحول خواهی جنبش سیاسی در ایران وارد کرده است ،یقین فزونتری یافتم .
اگرکادرهای ارزنده ی سیاسی حرفه ای در برخی از سازمانهای استخوان دار را ازاین مجموعه استثنا کنیم ،خواهیم دریافت که سایرین متاسفانه حتی با متدلوژی پایه ای مباحثات علمی فرسنگها فاصله دارند/وباز اگر از ریشه یابی وعلل پیدایی این نقصان بزرگ بگذریم/.خواهیم دریافت که جنبش » روشنفکری» ایران دچار چه مصیبتی است که سالها کار نیز قادر به اصلاح آن نخواهدبود .این بیماری که ریشه در بی هویتی طبقاتی وناپایداری وتذبذب و افراط وتفریط سیاسی و…بی برنامه گی قشربس وسیع متوسط جامعه ی مادارد ودائما مهر باز دارنده اش را بر روندهای سیاسی مینهد ومرتب با هرعطسه سیاسی بخشی مهم را بمیدان و به بازارسیاست میکشاند وبدلیل عدم تمایل ذاتی این قشر درنپذیرفتن نظم سازمانی و میل به تک پروازی سیاسی، عناصرروشنفکری اش بندرت در معرض نقدجدی وآموزش سیاسی تئوریک علمی قرار گرفته است .کسانی که با یک شعر یا با یک آهنک از ویکتورخارا و….یا تب چگوارا یی و.. احساس میکنند سیاسی شده اند.
گویی که عنصر» مخالفت» وکشف صرف مخالف بودن با رژیمی که لخت وعریان مستبد وخونخوارست ،دقیقا برابر سیاسی بودن بمعنای علمی کلمه ی آنست واین درحالیستکه مخالفت با رژیم لزوما برابرسیاست دانی وتئوری دانی نیست . غرض این نیست که منعی برای ورود به عرصه ی سیاست باید وجود داشته باشدیا دارد ، خیر!!!!منظور شناخت ازآن و قرار گرفتن درجایگاه واقعی در رده و رتبه های سیاسی براساس ظرفیت های موجود است .چه بسا بسیاری از روشنفکران مترقی درجایگاه ملی ودفاع از ارزشهای میهنی بمراتب کارایی مطلوبتری داشته باشند تا ورود ارادی نا آگاهانه در رده های تخصصی سیاسی….
وقتی که سراسرنوشتار نه تنها این دوعزیز که بسیاری از باصطلاح مخالفین» جنبش سبز» را می نگریم، اثری از یک داده انتقادی ویا ایجابی مشاهده نمی کنیم. . .وهنگامی که نوشتار تشریحی (دمکراسی ودیکتاتوری پرچم) بزبان ساده ی وصحیح گنجی رامد نظرمیگیریم غرق در تاسف میشویم که گویا کل این عزیزان نذر کرده اند بهر طریق حتی بااتهامات بیجا مثلا وی را نقد ونفی کنند.
مطول گویی وملغلق نویسی در مقالات که عمدتا برای لاپوشانی اصل موضوع کاربرد دارد خاص اینگونه» روشنفکران» ماست وعدول از آن جرم نابخشودنی است،که یکی از سنت ها ی ارتجاعی وسیره های ناپسند آنهاست. از هر چه بخواهی برایت میگویند ومینویسند اما آنچه را که نباید بدان بپردازند همان موضوع اصلیست.یعنی اگر بفرض اکبرگنجی نبوعی بگوید که ماقصد برپایی مراسم جشن عروسی در فلان مکان داریم ومی خواهیم در ساعت فلان به بهمان سیاست رژیم اعتراض نوع عروس ودامادی کنیم ولزوما با دم ودستگاه خودمان در فلان محله حاضر میشویم وخارج از آن ازپذیرفتن مدعوین» خود مدعو» معذوریم .حضرات مخالف میگویند ما اتفاقاحتما می باید در همان محل شما وبدون رعایت شئون اولیه مراسم ترحیم خود را برپاکنیم و واردآن شویم.واینکه عمل ما چه مشابهت طابق النعل به نعل باحاجی بخشی ومسعود ده نمکی سابق وحسین الله کرم وزهرا خانم و… دارد،مهم نیست. زیرا «دمکراسی وآزادی» این حکم را ازازل صادر کرده است!!!!!!!!!!!.

وتازه وطلب کارانه اگر شکایت کنید، ما بشما نسبت بسیجی میدهیم/که دادید ودادند / واینان اصلا نبایدحق شکایت و دفاع قانونی ازاکسیون خودرا داشته باشند!!!!./گوئیا مکان وزمان برای مراسم ترحیم مخالفان دچار قحطی زدگی است!!!! /
دوستان ما بخوبی آگاهاند که برای تفهیم یک موضوع بدین سادگی وابتدایی،بناگزیر انسان تا چه حد باید سطح نوشته اش را تنزل دهد ودر وصف حال این چنین «روشنفکران» دچار تاسف نگردد. با این اوصاف، واقعا چگونه میتوان به اصل ومحتوای یک ومقاله ومتنی نگاهی انتقادی داشت که حتی در شکل آن نظرباصطلاح سیاسی حتی حداقل چارچوبه های متدیک و الفبای پرنسیبی رعایت نشده است.
فاجعه بارترین خصوصیت اینچنین» روشنفکران» ماارائه ی نوشتار ویا کلام های رادیویی و تلویزیونی است که نام نقد ونفی واقع بینانه برآن میگذارند، لیکن آنچه به نقد نمیماند همانست .گویی روح حسین شریعتمداری در طی السما ی خود منقسم ومتنا سخ شده است .این دوستان نیکوتر بود که بگویند ما اصلا وبهر دلیل از مذهب وریش وهرگونه تظاهرات اعتراضی غیراز آنچه خودمان میپسندیم ، بیزاریم ودر آن شرکت نمیکنیم واین البته بمراتب بصواب وعقلانیت نزدیک تر بود .تا آنکه مطالبی در توجیه ایده ورفتار خودبنویسند که در آنها هیچ گونه پرنسیب های اولیه دفاعی وانتقادی مترتب نیست .
در هیچیک ازآنها نمیتوان توقع داشت و مشاهده نمود که آیا پس ازاین باصطلاح «نفی ونقد»ها ، بدیلی وجایگزینی ارائه شده است یا خیر. واین دقیقا نقصان وحفره ی مهیبی است که بیانگر خصوصیت بارزاین بخش»روشنفکری » از جامعه ی ماست.آنها فقط از وضع موجود ا برازناراحتی و وناپسندی ونارضایتی میکنند وبهر توجیه غیرمنطقی با اوضاع موجود مخالفند واعتراض دارند واما هنگامی که میپرسی چه راه نیکو وبهترتطبیقی وعملیاتی برای جایگزینی وضع موجود دارید؟ سکوت میکنند.!!ویادر اوج یک تز اندیشمندانه طرح ((( آش شله قلمکار با رنگینک های پرچمی))) متضادرا پیش میکشند. وهنگامی که پرسیده میشود پس چرا آنرا به بوته ی آزمایش نمی گذارید ؟ سکوت مرگبار حاکم میشود. آنهامتاسفانه هنوز نیاموخته اند که نمی توان همزمان مقوله ای را نفی کرد وبدیل آنرا ارائه نداد و بعدبه این روش نام نقدعلمی نهاد.!
در مقوله نقد وانتقادعلمی بین بخش نفی وبخش اثباتی اش ( ارائه ی جایگزین وبدیلش) رابطه ای دیالکتیکی برقرار است والا موضوع ابتر وناقص میماند گویی عملی انجام نشده است.این نقطه ضعف اساسی جنبش» روشنفکری» ما تاکنون بوده وهست. .مگرزمانیکه فهم وتوان اصلاح آن ایجاد شود .کسانی که از طرحهای تطبیقی وعملیاتی فراخوان های اکبرگنجی ایراد میگیرند( نظراو عملا نقد ونفی علمی نمیکنند)بلکه صرفا ابراز ناخرسندی احساسی خود را بنمایش میگذارند وحتی چه بسا اینان تلاش میکنند که صادقانه آنرا نقد کنند،لیکن ازآنجا که فاقد توانایی لازم وظرفیت هویتی برپایه ی درک درست از منافع انسانی وملی پلورال اند، همواره به بن بست برخورد میکنند. اماآیا تا کنون کدام طرح بدیلی علمی وعملی در راستای منافع ملی ودمکراتیک ارائه نموده اند ؟که بتوان برپایه ی آن ایده بتوان حرکت اصلاحی را جایگزین نمود. برای من این امربگونه ای قطعی مینماید که حتی در صورت وقوع این معجزه، اتفاقا اولین شخص که پذیرای آن باشد همانااکبر گنجی خواهد بود.
دوستان ما متاسفانه حتی مفهوم علمی وعملی اتحادعمل واکسیون های فراگیر وپرنسیب های مترتب بر آن رانمیدانند تا برپایه آن طرحی عملیاتی وتطبیقی قابل دفاع ارائه دهند . والا تاکنون بارها موفق به انجام آن شده بودند.این دوستان اگر خود را کاملا در نفی ونقد ایده های اکسیونی اکبرگنجی محق میدانند، ازهم اکنون به هیچ نقطه ای دیگر حرکت نکنند ودر همین نقطه متمرکز شوند و ووصف دیگری سازنکنند وفقط به همین موضوع بپردازندکه چه تعریف وطرح قابل دفاعی از اتحادعمل آکسیونی فراگیر دارند؟تابرپایه ی آن طرح تطبیقی اکسیونی و پلورال راکه عرض وطولش اصلاح طلبان رژِیم وکمونیستها ومشروطه خواهان وسلطنت طلبان ومجاهدین را با حفظ موجودیت هویت سیاسی کنونی شان در بربگیرد که درآن هریک آزادباشد هرپرچمی وهر شعاری را سردهد .آنگاه خواهیم دید که تمام آنچه بنام نقد جازده میشودودر بازار» روشنفکرانه » عرضه میشود همه باد هوا خواهد بود .
تجربه ی تاکنونی به اثبات رسانده است که نه خانم میرزادگی ونه آقای نوری علا ونه کلیه ی همطرازانشان از آمدن به این میدان گریزانندوبازدر فردای تکراری همان ترجیع بندهای همیشگی را نجوا خواهند کرد. آری دوستان! میدان برای ارائه جایگزین ها وآلترناتیوهای شما آغوش گشوده است .سدی در مقابل ایده ها وبدیل های اندیشمندانه تان وجود ندارد.(گل اینجاست همین جابرقص….)
در ضمن نمی باید ونمی توان از پاسداشت و تاییدکارنامه ی ارزشمند خانم میرزادگی وآقای نوری علا وسایر میهن دوستان در دفاع جانانه ازمیراث ملی مان در گذشته وحال سخن نگفت و همچنین در تایید کلام کاملاصحیح ایشان درباب نقش مهمی که گروه های مخالف رژیم دردفاع از آقای اکبر گنجی برای رهائیش در گذشت که حتی بایدبیادآقای گنجی آورد که بخش مهمی از اتوریته ونفوذ ایشان در سطح جهانی مرهون و مدیون تمامی تلاش های پلورال هم میهننانش در خارج از کشور بوده است .حقیقتی که متاسفانه آقای گنجی لااقل آنرا در ارتباط بامحکوم نمودن یورش وحشیانه متوافق دورژیم علیه هموطنان مجاهد مان در پایگاه اشرف کاملا به بوته ی فراموشی سپرده است .گویا اخلاقاهم خود را بدان مدیون نمیداند، تا چه رسدبتوان فراخوان اکسیونی اعتراضی را ازوی متوقع بود . این شیوه ی متضاد بگونه ای ست که نا خواسته وبی اختیار ما را به موضع گیری متناقض و» مصلحت گرایانه»ی رژیم درقبال مسلمانان چچنی ولبنانی میاندازد .حفره ی بس بزرگی که در کارنامه ی اخیر ایشان برخلاف تزهای انسان دوستانه ومیهنی شان سایه ی تیره ای افکنده است ……اینکه آقای گنجی چگونه آنرا توجیه ویا اصلاح کند دقیقا به درجه ومیزان پایبندی وپیگیری اش به دمکراسی وآزادیخواهی وانسان دوستی او برمیگردد .
25/امرداد/1388 حسین خضرا

نوشتن دیدگاه