Archive for آگوست, 2009

روز قدس؛27 شهريور:میعادگاه ما، انسان و آبادی تاریخ ِ آینده، میدان آزادی


روز قدس؛27 شهريور:میعادگاه ما، انسان و آبادی تاریخ ِ آینده، میدان آزادی

بيست و هفت شهريور، تظاهرات بزرگ سبزهاي هميشه متحد، روز قدس را روز عزاي كودتاچيان مي كنيم / يادبود برادران و خواهرانمان را باشكوه برگزار ميكنيم/ استفاده از هرگونه وسيله سبز رنگ در اين روز آزاد است / بادكنك، استفاده از بمب خرده كاغذ، دست بند، روپوش،لباس، چادر، روسري،مقنعه، پاشيدن رنگ سبز بر كف خيابانها جزو واجبات چنين روز بزرگي است

نوشتن دیدگاه

طنز: گزیده‌هایی از»جوالدوز نامه»ی خضرای ثاني


بخش ماقبل نخست:
1- این سخن گوهر بار ازکیست ؟ :»( عیب این مملکت اینه که مهندس زیاد داره، لاکن عمله کم داره ..» )
الف)- آن عزیزسفرکرده ب)- امام راحل (ره) ج)- حضرت آیت الله العظماروح الله الموسوی الخمینی قدس الله نفسه بخیّه النقیصه …. د)- بنیان گزار جمهوری اسلامی ه) – امام امت وعمّت …. و)- هر سه تاش یکی ست
2- حقیقت نهفته وآشکار در جمله ی «)عیب این مملکت اینه که مهندس زیاد داره، لاکن عمله کم داره»…)باکدامیک ازاقشار جامعه ی ما جفت وجور تره: الف)- روحانیّیّیّیّون غیرمبارز ب) – حوزه های غیر علمیّّیّیّیّه ج) – دارودسته ی حاج حبیب همیشه مسلمان د)- اپوزیسیون پرمدعا ی فوق العاده موثر ه)- مراجع سیب زمینی نژاد و)-گزینه ی(د) صحیح تره ….
3- کدام اسامی زیررا برازنده ی مخالفان رژیم میدانید که سوراخ دعا را گم کرده اند : الف )- همان مخالفان یا مخالفین خیلی بهتره ب )- اپوزیسیون خیلی واقعی اما بی ادعا ج)- اپوزیسیون باغیرت پرچمدار د) اپوزیسیون بی غیرت بی پرچم ه)- کبریت بی خطراما پرسرو صدا و)- » قمپوزیسیون» بگیم …واقعا عالیه … ز) – هرسه وانه…
4- بنظر شماکدامیک از اقشارزیر بیشترین چوب را برسر آزادی ودمکراسی در ایران زده اند : الف)- مذهب ارتجاعی وروحانیت خّرّه مردرند ومفتخور ب)- بورژوازی همیشه استثمارگر ج )- پرولتاریای غیر متشکل که سوسیالیسم «به این خوبی» را دوست نداشته د)- ملت بی فرهنگی»که باید توی دهنش زد وملت دیگری تعیین کرد» ه)-«قمپوزیسیون»های فوق العاده روشنفکر و)- همه شان یه گندند
حسين خضرا

نوشتن دیدگاه

گزارشی از کودتا: پیش و پس از انتخابات


گزارشی از مقدمات کودتا در روزهای پیش و پس از انتخابات
قراردگاه ثارالله
با فرمان رهبر در نمازجمعه
سرکوب مردم معترض را آغاز کرد

سنگ بنای قرارگاه ثارالله برای مقابله با مردم گذاشته شد. در این قرارگاه واحدهائی از سپاه جمع شدند که آموزش و ماموریتشان سرکوب مردم بود. فرماندهی آن در ابتدا برعهده فرمانده کنونی سپاه «عزیز جعفری» بود و مبتکر تشکیل چنین قرارگاهی سرلشگر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای نظامی بود که از دوران ریاست جمهوری علی خامنه ای درکنار اوست و پس از او، نزدیک ترین مناسبات را با آیت الله جنتی دارد.
پس از چند مانور و باصطلاح رزمآیش بزرگ ضد شورش در تهران و تصویب استراتژی سپردن دولت به سپاه و دفاع از احمدی نژاد بعنوان کارگزار این استراتژی از نیمه های دوران ریاست جمهوری وی، عزیز جعفری با تجربه ای که در برپا یی قرارگاه ثارالله اندوخته بود، جانشین سرلشگر رحیم صفوی شد و فرمانده کل سپاه پاسداران شد. معرف و توصیه کننده این سمت و گیرنده حکم فرماندهی کل سپاه از علی خامنه ای، سرلشگر فیروز آبادی بود که عزیز جعفری مطیع اوست.
پس از این انتصاب، سرتیپ پاسدار حجازی جانشین عزیز جعفری در قرارگاه ثارالله شد. همه این تحولات در نیمه دوره 4 ساله ریاست جموری احمدی نژاد صورت گرفت. با نزدیک شدن پایان دوره 4 ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد و با وحشت از شکست او در انتخابات و به صحنه بازگشتن اصلاح طلبان، قرارگاه ثارالله مامور تهیه طرح یک کودتا با تمام جزئیات آن شد.
این درحالی بود که بدنبال ورود «اوباما» به کاخ سفید، برای نمایش حمایت مردم از نظام، بشدت نیازمند یک انتخابات پر استقبال بودند. این استقبال به نامزدی یک اصلاح طلب ممکن بود، اما نه خاتمی. خاتمی سد بزرگی بود که می توانست همه بافته ها را پنبه کند. رهبر در ملاقات حضوری به او گفت نیآید. خاتمی گفت که احساس وظیفه و احساس خطر برای نظام می کند و می آید. چند روز پس از این دیدار حسین شریعتمداری که در کنار احمدی نژاد در جلسات فرماندهی قرارگاه ثارالله شرکت می کند، ماموریت یافت مقاله ای نوشته و به خاتمی سرنوشت خانم بی نظیر بوتو را یادآوری کند.
خاتمی که اکنون مستقیما از قول خود او گفته شده نگران باقی ماندن در صحنه انتخابات و ختم شدن انتخابات به یک 28 مرداد بوده کنار می کشد و میرحسین موسوی ورود به صحنه می کند. نه خاتمی و نه بسیاری از مقامات لشگری و کشوری تصور نمی کردند سپاه علیه او نیز دست به کودتا بزند. علیه کسی که در سالهای جنگ با عراق یک پا در جبهه های جنگ دا شته و یک پا در جلسات کابینه. با حمایت قرارگاه ثارالله که پل پیوند آن با رهبر، مجتبی خامنه ایست، به احمدی نژاد کارت سبز برای عبور از همه خط قرمزها در مناظره های تلویزیونی داده می شود. هدف این بود که هم استقبال از انتخابات ممکن شود و هم احمدی نژاد با مواضعی که در مناظره ها می گیرد، با رای مردم انتخاب شود. سردار ضرغامی فرمانده صدا و سیما ماموریت همه نوع همکاری و کمک به احمدی نژاد را ا ز سوی قرارگاه ثارالله می گیرد.
علیرغم همه این تدابیر، از میانه برنامه مناظره های تلویزیون و نتیجه نظرسنجی هائی که بسرعت در سطح کشور جمع آوری شد، معلوم شد شانس احمدی نژاد برای گرفتن رای مردم بسرعت رو به کاهش است و استقبال از موسوی رو به افزایش. نگرانی از نتیجه انتخابات و شکست احمدی نژاد همراه با یک گزارش در اختیای مجتبی خامنه ای قرار گیرد تا با رهبر در این باره صحبت کند. دادن وقت اضافه تلویزیونی به احمدی نژاد، توصیه به چند سفر شتابزده استانی و باز گذاشتن دست او برای هر سخن و تلاشی که بتواند آراء وی را بالا ببرد، نتیجه ایست که مجتبی خامنه ای به قرارگاه ثارالله باز می گرداند. در عین حال این توصیه توسط مجتبی خامنه ای در جلسه قراردگاه ثارالله که در آن از جمله فیروزآبادی و عزیز جعفری فرمانده سپاه حضور داشته اند ا بلاغ می شود که در عین حال، شما طرح اقدام را دنبال کنید!
در فرصتی بسیار تنگ، از آنجا که نمی خواستند بقیه فرماندهان سپاه در جریان این اقدام قرارگیرند و احتمالا با توجه به روابط و مناسبات موسوی با برخی فرماندهان سپاه خبر به گوش او برسد، طرح دولت نظامی ارتشبد ازهاری در سال 57 در دستور کار قرار می گیرد. لیست دستگیری های وسیع از میان فعالان یاسی، روزنامه نگاران، حقوقدان ها، رهبران دانشجوئی و… تهیه می شود. برای آغاز عملیات سرتیپ «احدی» که اکنون بعنوان وزیر دفاع دولت در کابینه احمدی نژاد به مجلس معرفی شده بدلیل سالهای فرماندهی اش در سپاه قدس ماموریت مافوق سری واحد ضربه اول کودتا را برعهده می گیرد. شماری از افراد واحد امنیتی سپاه قدس که عمدتا لبنانی و فلسطینی ( از افراد حماس) بوده اند واحد ضربه اول را تشکیل میدهند. هر چه به زمان برگزاری انتخابات نزدیک تر می شوند، وحشت از شکست احمدی نژاد بیشتر می شود. در ساعات اولیه روز رای گیری، شکست قطعی گزارش می شود و به همین دلیل از طرف قرارگاه ثارالله وزیر کشور، سردار محصولی برای یک جلسه فوری «توجیهی» احضار می شود. او ماموریت پیدا می کند که نتیجه اولیه شمارش آراء را ابتدا در اختیار بیت رهبری و سپس در اختیار قرارگاه ثارالله بگذارد. آماده باش وضعیت قرمز داده میشود. نخستین گزارش شمارش آراء شکست کامل احمدی نژاد و پیروزی قاطع میرحسین موسوی را نشان میدهد. قرارگاه منتظر اولین واکنش ها از بیت رهبری می شود. مجتبی خامنه ای از تزلزل پدرش و عزم خودش برای آغاز عملیات خبر میدهد. معلوم نیست این تزلزلی که او گزارش میدهد یک صحنه سازی بوده و یا واقعیت. میرحسین موسوی از نتیجه اولیه شمارش آراء، توسط عواملی که در وزارت کشور داشته با خبر می شود. با وزارت کشور تماس برقرار می کند. نتیجه اولیه و پیروزی او را تائید می کنند. آنها می گویند که مراتب به بیت رهبری نیز گزارش شده است.
سرنوشت ساز ترین ساعات آغاز می شود. آخرین جلسه قرارگاه ثارالله، به بهانه دفاع از نظام، تصمیم به آغاز عملیات می گیرد. اولین یورش به ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی در سراسر کشور و سرانجام یورش بزرگ با کمک واحد ضربه اول سپاه قدس در تهران صورت می گیرد. متعاقب آن، لیست دستگیری ها به اجرا گذاشته می شود. از همان نیمه شب دستگیری ها شروع می شود و روز بعد، بدنبال پخش بیانیه ای که آن را بیانیه کودتا می گویند با امضای علی خامنه ای، دستگیری ها سرعت می گیرد.
تصور اولیه این بوده که با این دستگیری ها، با بیانیه شتابزده ای که با امضای علی خامنه ای ابتدا از رادیو و پس از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و متعاقب آن، اعلام جشن پیروزی از سوی احمدی نژاد کار تمام می شود. ریختن مردم به خیابان ها و شکل گیری خودجوش بزرگترین راهپیمائی بعد از انقلاب 57 آن حادثه ای بود که ستاد ثارالله خود را آماده آن نکرده بود. در واقع پیش بینی آن را نکرده بود. همه غافلگیر شدند. نخستین گزارش ها از راهپیمائی های اعتراضی مردم به بیت رهبری ارسال شد، با این قید که اگر وضع تنها یک هفته به همین شکل ادامه پیدا کند سقوط قطعی است!
دیدار رهبر با نمایندگان ستادهای انتخاباتی توصیه ایست که مشاورانش برای ختم راهپیمائی ها به او می کنند. او هنوز باور نکرده بود که مردم برای انقلاب به خیابان ریخته اند. سالها، مشاوران نظامی و غیر نظامی اش به او از عشق مردم به ایشان و فصل الخطاب بودن سخن او گزارش داده بودند و حالا عکس آن درخیابان ها جریان داشت. دیدار با نمایندگان ستادهای انتخاباتی که در سطح » درجه دوم در آن شرکت کرده بودند، یعنی کروبی و موسوی و رضائی شخصا به این جلسه نرفته بودند حاصلی در پی نداشت. همه آنها گفتند که تقلب شد و او که خوب میدانست آنها حقیقت را می گویند و پیش از آنها قرارگاه ثارالله گزارش شکست احمدی نژاد را دراختیارش گذاشته بود، تقلب را رد کرد و گفت که می آید به نماز جمعه و حرف هایش را آنجا می زند.
یک هفته بازجوئی سخت و توام با انواع شگردها و شکنجه ها درباره بازداشت شدگان نتیجه ای در پی نداشت و نمایش تلویزیونی ممکن نبود. راهپیمائی ها همچنان در تهران و شهرها رو به گسترش بود و چند ده میلیون مردم ایران که اطمینان داشتند به روی مردم بی دفاع و مسالمت جو تیراندازی نخواهد شد با زن و بچه راهی خیابان ها شدند.
جمعه 29 خرداد فرا رسید. رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه ای که ابتدا قرار بود در مصلی تهران برپا شود اما بدلیل بیم از حرکت مردم به سمت مصلی، بصورت امنیتی در دانشگاه تهران ترتیب داده شد، خطابه معروف خود را ایراد کرد. خطابه ای که حکم فرمان آتش به روی مردم معترض بود. از اینجا به بعد را از قول مستقیم سردار سرتیپ پاسدار محمد حجازی جانشین فرمانده کل سپاه و فرمانده ق ارگاه ثارالله سپاه، در همایش پاسداران اهل قلم بخوانید:
در قضایای اخیر مسائلی در كشور اتفاق افتاد، جدا از جنبه عمومی و مردمی كارهای انتخاباتی، تا جایی پیش رفت كه از مدار یك رقابت انتخاباتی عادی خارج شد و عده ای خواستند از احساسات مردم سوء استفاده كنند و شرایط را به سمت اهداف خود پیش ببرند و به نا امنی دامن بزنند و ناامنی را مقدمه دخالت بیگانگان قرار بدهند. آنها می خواستند آرام آرام ناامنی ها را توسعه دهند تا كشور با یك بحران سراسری روبرو شود و كیست كه نداند بخشی از این مسائل كه نا امنی، آتش زدن و حمله به اموال عمومی در راستای خواست دشمنان قسم خورده انقلاب بودند.

سپاه نمی تواند از كنار این قضایا به راحتی گذر كند، نا امنی هایی كه با دستور و خواست بیگانگان صورت می گیرد فقط یك امر انتظامی نیست كه بگویند عده ای می خواهند خود را تخلیه كنند.هر جا رد پای بیگانه پیدا شود سپاه هم حضور خواهد داشت.
عمیق ترین و نافذترین دیدگاه ها از مقام معظم رهبری در خصوص قضایای اخیر مشاهده كردیم. بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه صف اخلالگران و ناقضان امنیت را از مردم جدا كرد و تكلیف مردم را با اغتشاشگران مشخص كرد و راهبرد روشنی در مقابل اغتشاشگران و توطئه گران به مردم، مسئولان و نیروهای امنیتی را دادند كه در حفظ آرامش موثر بود و شاهد آرامش خوبی در كشور بودیم و الان هم آرامش و امنیت در كشور برقرار است.

او مدتی معاون قرارگاه ثارالله بود
برادر احمدی نژاد
رابط کابین با قرارگاه ثارالله

قرارگاه ثارالله قرارگاه مهم عملیات شهری سپاه پاسداران است. وظیفه این قرارگاه، مدیریت امنیت پایتخت و كنترل شهر تهران است. میتوان گفت فرمانده این قرارگاه، فرماندار نظامی تهران است. ثارالله مهمترین واحد امنیتی درون سپاه است. همیشه فرمانده این قرارگاه یكی از سه فرمانده ارشد سپاه است. در بخش اعظم دوره خاتمی، سردار جعفری فرمانده فعلی سپاه كه در آن زمان فرمانده نیروی زمینی سپاه بود با حفظ سمت، فرماندهی این قرارگاه را هم برعهده داشت. در همین زمان بود ك ه او در نامهای به رهبری و روسای سه قوه، تحصن نمایندگان مجلس ششم را مقدمه كودتا خوانده و درخواست مجوز برخورد رسمی قرارگاه ثارالله با نمایندگان شده بود.
در سال 86 با انتصاب سردار جعفری به فرماندهی سپاه اهمیت این قرارگاه افزایش یافت. سردار حجازی قائممقام فرمانده سپاه، با حفظ سم فرمانده قرارگاه ثارالله شد. فرمانده پیشین قرارگاه فرمانده كل سپاه شد و فرمانده بعدی قرارگاه هم قائم مقام فرمانده كل سپاه.
خبرگزاری فارس، خبرگزاری قرارگاه ثارالله است و بودجه و امکانات آن را همین قرارگاه تامین می کند.
جمعه 19 مهر رزمایش «ارتقای آمادگی یگانها تداوم تمرینات نیروها برای مقابله با حوادث طبیعی و برخورد هوشمندانه با هرگونه تهدید علیه شهروندان تهرانی در تهران، کرج، اسلامشهر، شهرری، رباط کریم و ورامین» اجرا شد که مقدمه کودتای 22 خرداد بود.
نام این تمرین کودتائی را «رزمایش عاشقان ولایت» گذاشته بودند و علاوه بر نیروهای قرارگاه ثارال4ه، نیروهای سپاه محمدرسول الله و سیدالشهدا، گردان های بسیجی عاشورا و الزهرا نیز در این تمرین یا رزمآیش شرکت داشتند.
تمام این واحدها، پس از کودتای 22 خرداد در سرکوب مردم معترض به انتخابات، برپائی بازداشتگاه کهریزک و زیرزمین وزارت کشور نقش آفرین شدند.
لشكر محمد رسولالله و لشكر سیدالشهدا متشكل از نیروهای كادر و وظیفه سپاه است و گردانهای عاشورا و الزهرا شامل نیروهای داوطب است.
مردم نقش این گردان ها را در خیابان ها تحت عنوان لباس شخصی ها، چماق بدستان و مهاجمین مسلح به نارنجک انداز دیدند.
پس از آن رزمایش نیروی انتظامی تحت بهانه «امنیت و آرامش» تمرین عملیات کودتائی را در تهران آغاز کرد و استفاده از «سوله کهریزک» افتتاح شد. ابتدا با انتقال اوباش به این سوله و سپس تبدیل این اوباش به افراد تحت امر نیروی انتظامی برای مقابله با مردم در کودتای 22 خرداد.

داوود احمدینژاد برادر محمود احمدی نژاد نیز در گذشته مدتی معاون قرارگاه ثارالله بوده است و اکنون نقش مهم پل ارتباطی ثارالله را در کابینه و درکنار برادرش برعهده دارد.
دوشنبه 20آبان، چهار هزار خودرو در بزرگراه آزادگان و نیروهای پلیس به 55 گروه تفكیك و در میادین اصلی شهر تهران مستقر شدند که این نیز ادامه آماده باش برای کودتا بود.
از آن پس، به بهانه اجرای طرح امنیت اجتماعی نیروهای مسلح یگان ویژه پلیس بصورت مستمر و تا دوران برگزاری انتخابات در نقاط اصلی شهرها و بویژه تهران مستقر بودند و همین نیرو که در جریان کمربند سبز انتخاباتی مردم شاهد حضور آرام و بی واکنش آنها بودند، ناگهان تبدیل به نیروی واکنش سریع شدند

Comments (2)

شروع طرح بمب خرده كاغذ در سراسر ايران


بمب خرده کاغذ برتر از تظاهرات است زيرا


گاز اشگ آور به آن تاثیر نمیکند/ باطوم نمی خوردضد گلوله است / شناسایی و دستگیر نمی شود

زندانی وشکنجه وکشته نمیشود /بسیارکم هزینه است

بسیار راحت است و همه کس با توان کم قادر به انجام آنست

مداوم و همیشه قابل تکرار است / قابلیت سراسری شدن و اپیدمیک دارد

تا پیروزی کامل محور اتحاد عمل در مبارزه است

برای حاکمان کودتاچی ونیروهای سرکوب اش وحشت و جدایی آورست

و آنکه در تاریخ مبارزات وجنبش های آزادیخواهانه کاملا بی سابقه است

و آن چیزی جز ((( بمب خرده کاغذ ))) نیست …. تصورش را بکنیم

کاغذ های ریز ریز شده را از بلندی ها و بامها و … بدست نسیم اعتراض دهیم

شهرها ،خیابانها، روستاها و دشتها و کوهها و جاده ها منتظرند

نوشتن دیدگاه

بمب خرده کاغذ: شاه کلیدی برای قفل بسته تاکتیکی جنبش سبز


بمب خرده کاغذ: شاه کلیدی برای قفل بسته تاکتیکی جنبش سبز

((بمب خرده کاغذ))


«جنبش سبز «در قفل بسته ی تاکتیکی گرفتار شده است و هنوز نتوانسته است که راهی
برای خروج از این بن بست پیدا کند .اعتراضات وتظاهرات گسترده جای خود را به پراکندگی کمرنگ
داده است. تحصن ها واعتصابات جسته وگریخته وبست نشینی ها وچشم انتظاری و امید بستن به
چانه زنی ها در» بالا» با سران کودتا چی و محکوم کردن های اخلاقی و…..همه اینها اکنون به در
بسته خورده اند .اگرچه هر کدام انصافا نقش تاثیر گذار ارزنده ی خود را اعتلای مقطعی جنبش
مدنی وآزادی خواهی گذارده اند. اما چندی ست که دیگر تمسک جویی وبکار گیری به این
شیوه ها نه تنها پاسخگوی شرایط کنونی روز نیستند که عملا باعث افسردگی وسکون
وسرخوردگی در پیشاهنگان ومردم آزادیخواه شده اند .
اما آیا ماباید هراسی از طرح صریح این نقاط ضعف مان داشته باشیم ؟ آیااعتراف و بیان صریح
وروشن به ناکارآمدی تاکتیک های گذشته وتکرار آن درشرایط کنونی، برابر شکست وضعف ومرگ
مبارزه ی ماست ؟پاسخ قطعا منفی است.
پیشروان آگاه جنبش هرگز از وارسی وبررسی و اصلاح دائمی ونقد کارنامه ی خود نه
تنها نمی هراسند که این حرکت دیالکتیکی بازنگرانه ی فکری را اساس حرکت وشرط
ضرور عقلانی وعلمی خود در پیشبرد مبارزه میپندارند وابایی از طرح وبیان آن ندارند
وهرگز خود را با خوشبینی های ساده لوحانه نمی فریبند.
همانگونه که بارها اعلام شده یکی از نقاط ضعف جنبش سبز در عرصه ی تاکتیک ها فقدان وجود
یک(( تاکتیک محوری)) میباشد که باپیدا نمودن آن و پیشبرد عملیاتی اش، نه تنها کل تاکتیک ها را
میتوان موفق تر به پیش ببرد که مرتب رژیم کودتایی رامیتوان با بمیدان آوردن نیروهای میانی ملاحظه
کار تر به عقب نشینی های فاحش وادارکرد ودر صحنه ی کلی مبارزه همواره ابتکار عمل را در دست
خود نگاه داشته تا جنبش را متداوما به مقصد نهایی رهنمون ساخت .وامان رژیم را برید .
کم نیستند،کادر های مجرب وحرفه ای سیاسی که از طرح ((بمب خرده کاغذ)) بمثابه
تاکتیک محوری ونجات بخش «جنبش سبز»حمایت نموده اند .لیکن مشکل مهم در اینجاست
که بدون رسیدن به نقطه ای حداکثری از وحدت نظر حول آن در میان پیشبرندگان وپیشاهنگان
جنبش ، بحثی واقعی نیز نمیتوان از اجرای عملیاتی گسترده ی موفق در راستا ی نجات واعتلای
مبارزه داشت .
ما میتوانیم وباید سریعا خود را از لاک افسردگی وبیماری خبرزدگی وخبرطلبی(که
بخاطرضعف اعتلایی در مبارزه و نبود تاکتیک تهاجمی ومحوری ) پدیدار گشته است خارج
کنیم و دوباره دست به تجدید قوا حول این تاکتیک جدید و قوی بزنیم ومجددا صحنه های کشاکش با
رژیم را فتح کرده وزین پس ابتکار را همیشه در اختیار جنبش دربیاوریم .
پیوستن اقشار محافظه کار وملاحظه کار در تهران وشهرستانها بدون اجرای گسترده
وموفقیت آمیز این تاکتیک ممکن نیست .
گذر زمان بدین حالت سکون وانتظار وافسردگی، مطلقا بسود جنبش نیست .در افت
وخیز های مبارزاتی، حتی لحظه ها در تعیین سرنوشت ما موثرند .ما باید سریعا خود را به
نقطه وحدت نظرحول اجرای متحدانه ی و گسترده این تاکتیک برسانیم .
در اجرای گام نخست، باید روی آزادی زندانیمان متمرکز شویم ودر اعلام آشکار به راس
حاکمیت کودتا (خامنه ای ) هشدار دهیم ، در صورت آزاد نکردن یارانمان ازسیاهچال هایش
،ابتدا تهران وسپس تمامی ایران را مملو از کاغذ های خرد شده خواهیم نمود .
مجاهدین و فداییان واسانلوها وحجاریانها و ابطحی ها و زید آبادی ها وآیت الله بروجردی ها و بهزاد
نبوی ها و تاج زاده ها وخبرنگاران ووبلاگ نویسها و…….همه وهمه چشم براه تصمیم ومبارزه ی
ما یند …..فرصت زیادی برای انتخاب واقدام نداریم .
…زین پس، بگذار، لباس شخصی ها ی ریز ودرشت و بازجویان رژیم آزاد باشند هر چقدر که دلشان
میخواهد ((خرده کاغذ ها))را باطوم بزنند و دستگیر وبه بند کشیده وشکنجه ومورد تجاز قراردهند
!!!!!!……آینده ی نزدیک از آن ماست…

2/شهریور/1388 حسین خضرا


(( بمب خرده کاغذ))برتر از تظاهرات است

/گاز اشگ آور به آن تاثیر نمیکند/باطو م نمی خورد/ ضد گلوله است / شنا سایی و دستگیر نمی شود / زندانی وشکنجه وکشته نمیشود /بسیارکم هزینه است / بسیار راحت است و همه کس با توان کم قادر به انجام آنست / مداوم و همیشه قابل تکرار است / قابلیت سراسری شدن واپید میک دارد / تا پیروزی کامل محور اتحاد عمل در مبارزه است / برای حاکمان کودتاچی ونیروهای سرکوب اش وحشت وجدایی آورست /و….آنکه در تاریخ مبارزات وجنبش های آزادیخواهانه کاملا بی سابقه است / و آن چیزی جز((( بمب خرده کاغذ ))) نیست ….تصورش را بکنیم . کاغذ های ریز ریز شده را از بلندی ها و بامها و… بدست نسیم اعتراض دهیم/.شهرها ، خیابانها، روستاها ودشتها وکوهها و جاده ها و…منتظرند

Comments (1)

لزوم اجراي طرح «بمب خرده كاغذ» : زمانی برای کپک زدن تاکتیک ها!؟



از خصوصیات نسل سومی ها ، در عصر سایبری این است که خود فریب و ولایت پذیر نیستند

و مرتب کارنامه ی فکری وعملی خود را وارسی و نقد میکنند و واقعیت نزول سریع 3 میلیون نفره تظاهر کنندگان در 30 خرداد را با اعتراضات چند صد نفره درشرایط فعلی، با گفتن (( انشالله گربه است…)) لاپوشانی نمیکنند

و دائما درصدد ریشه یابی علل و عوامل بازدارنده ی این مسیر طی شده و افت غیر قابل انکارش به کنکاش وچاره جویی دست میزنند.

آنها بخوبی میدانند که با نصایح» پدرانه» و تشویق گری های بی محتوا و کاذب ، مبنی براینکه» جنبش هنوز زنده است..»، نمی توان این حقیقت ملموس را ماستمالی کرد .

ذهن این نسل همواره بدنبال اعتلا بخشیدن و و رویاندن دائمی این جنبش بوده است
و سرنوشت اش را بدست القائات محافظه کاران و ملاحظه کاران سیاست باز نمیدهد. و میداند که ادامه ی تکراری تاکتیک های لو رفته وکپک زده ی / تحصن و اعتراض و اعتکاف و..رنگ … اطو …بادکنک …. /.ها دیگر ره بجایی نمی برد و مثمرنیست.

آنهم در ستیز با رژیمی وحشی که در پرتگاه مرگ و زندگی سرکوب بیرحمانه میکند .
شواهد بسیار حکایت از آن دارد که نیروی پیشبرنده و آگاه تر «جنبش سبز « نه تنها از ضعف پیشرفت مبارزه اش بویژه در عرصه تاکتیک ها ناراضی ست که میل فکری و عملی نیز ازخود برای جایگزین کردن تاکتیک های برتر را نسبت به گذشته ازخود نشان میدهد.

آنها بخوبی میدانند که: فرصت زیادی هم برای ترمیم و تعویض تاکتیک وجود ندارد .

(اذعان وبیان صریح به واقعیت های تلخ ) بخودی خود گامی بزرگ و جدی برای ورود به روندی جستجوگرانه ازطریق بازنگری عمیق و نقد برگذشته و ارائه ی جایگزین های نوین امکان پذیر میباشد

.
مقاله ((چرا نمی توانیم زندانیانمان را آزاد کنیم…وچه باید کرد )) و ((بمب خرده کاغذ)) پیشنهادی در راستای ارائه ی طرحی جهت برون رفت از خمودی وپسرفت تاکتیکی
«جنبش سبزملت ایران»است که با نگاه انتقادی و عملیاتی برآن ، میتوان فضایی برای دستیابی به تاکتیکی پویا در پیکاری جدید علیه کودتا گران ایجاد نمود.

…………. فرصت های طلایی همیشه دراختیار تاریخ سازان نیست….

1/شهریور/1388 حسین خضرا

Comments (2)

بياييد اين طرح را عملي كنيم: «بمب خرده کاغذ» برتر از تظاهرات است


بمب خرده کاغذ برتر از تظاهرات است زيرا

گاز اشگ آور به آن تاثیر نمیکند/ باطوم نمی خورد

ضد گلوله است / شناسایی و دستگیر نمی شود

زندانی وشکنجه وکشته نمیشود /بسیارکم هزینه است

بسیار راحت است و همه کس با توان کم قادر به انجام آنست

مداوم و همیشه قابل تکرار است / قابلیت سراسری شدن و اپیدمیک دارد

تا پیروزی کامل محور اتحاد عمل در مبارزه است

برای حاکمان کودتاچی ونیروهای سرکوب اش وحشت و جدایی آورست

و آنکه در تاریخ مبارزات وجنبش های آزادیخواهانه کاملا بی سابقه است

و آن چیزی جز ((( بمب خرده کاغذ ))) نیست …. تصورش را بکنیم

کاغذ های ریز ریز شده را از بلندی ها و بامها و … بدست نسیم اعتراض دهیم

شهرها ،خیابانها، روستاها و دشتها و کوهها و جاده ها منتظرند


Comments (5)

چرا نمی توانیم زندانیان مان را آزاد کنیم ؟ چه باید کرد ؟ + راهكار


چرا نمی توانیم زندانیان مان را آزاد کنیم ؟!!! چه باید کرد ؟!…
مقدمه ای بلند برای یک توضیح:

این سوال بسیار ساده وروشنی است که ذهن هرایرانی آزادیخواه را بشدت بخود مشغول داشته است و آن اینکه چرا تاکنون با اینهمه مقاومت ومبارزه ی پراز رنج وشکنج، هنوز نتوانسته ایم زندانیان سیاسی مان را ازچنگال دژخیمان حاکم رها سازیم ؟!گویی که از بیخ وبن در ایران تحت حکومتاین کودتا چیان ،اصلا زندانی سیاسی وجود نداشته است…
…وباز اینکه چراتاکنون از سوی هیچ جریان وفردی که درگیرصحنه ها ی کازارسیاسی است نه بطور آشکار ویا غیرعلنی ،درباره این شکست فاحش مطلبی مطرح نشده است،کهخود جای بسی شگفتی دارد وفوق العاده تاسف بارست .ولی واقعا کجای کار ما پس از این مدت مقاومت وتظاهرات واعتراضات ایراد داشته است که منجر به آزادی کل زندانی های سیاسی میهن مان نشده است ؟ وچرا ؟؟!! آیا مرجعی نباید وجود داشته باشد که پاسخگو ومسئول این مهم باشد ؟یا آنکه واقعا وجود دارد وما از آ ن بیخبریم ؟!!!!
اماواقعیت این است اگر قرار باشد که هر کس و یا جریانی بهر دلیل وارد طرح این سوال اساسی شود،بناگزیرخودرا مواجه بادو مشکل دیگر روبرومی بیند، اول آنکه از کدام مرجع ناموجود باید این موضوع را خواستار توضیح باشد ودوم آنکه اگراحیانا هم بدیلی وپیشنهادی برای حل آن داشته باشند، باز نقطه ومرکزی برای انعکاس ایده ی خود نمی یابد ! پس تکلیف آزادی خواهان برای نجات عزیزان خود از چنگال کفتار های خون آشام رژیم کودتایی چه خواهد بود ؟؟!! آیا اسیران وگروگانها باید تا سرانجام کاررژیم ،همچنان دربند مرگ وشکنجه و در سیاهچال های رژیم درانتظار باشند؟؟!!! آیامشی» مبارزه ی بدون خشونت»در دفاع ازشیوه های تنزه طلبانه اش درچارچوب «قانون» و برای نشان دادن» حقانیت» ش بقیمت نابودی وادامه ی رنج وشکنج فرزندان وطنش نیازمند این قربانیان است؟!!!پس چرا تابحال حرکتی کارساز برای نجات آنهاانجام نداده است؟؟!!
آنچه که بدیهی است ، اینکه اگر رژیم وحشی دست به این جنایتها نمیزد،جای بسی تعجب داشت و این را نباید به حساب بدهکاری «قانونی» و» مسئولیت»(!!!!) رژیم نسبت به مردم ایران قالب کرد که همانا این جرمی نابخشودنی از کل جرایمی ست که تاکنون مرتکب شده است و از آن توقعی جز این نیست .لیکن نکته اصلی اینجاست که «جنبش سبز» وهادیان آن بعنوان بخشی مهم ازاین نامعادله، قطعا نمی توانند ونبایداز پاسخگویی وپذیرش مسئولیت خوددر تداوم این وضعیت اسفبار شانه خالی کنند و این مسئولیت سنگین کاملا بعهده ی تمامی کسانی است که بهر طریق با طراحی وپیشبرد تاکتیک های صرفا» اعتراضی»شیک ومحدودوتنگ خود تابحال نتوانسته اند این گام موفقیت آمیز را بردارند.
اگرچه این واقعیت بناگزیروبالنسبه قابل فهم ست که جنبش سبز وپیشاهنگان عمدتا نسل سومی برتارک آن هنوز در مرحله جنینی تکامل خویش قرار دارند .اما این امر نباید مانع از آن گر دد که مرتب تاکتیک ها وسیاستهای شان را مورد نقد وبررسی قرار ندهندوبادرخود فرو رفتن وغرور های بیجا از پیروزی های مقطعی که همواره یکی ازخطرناکترین خصلتهای جوانی وبنوعی ایرانی بوده ا ست ، در برخورد با چالشها ومبارزات مختلف عنصر مثبت خود را پررنگ ویا مطلق کنند، گویی که اساسا محلی برای حضور عناصر منفی وقابل نفی ونقدنباید دراین کارنامه وجود داشته باشدو وجود ندارد .
تمام این مقدمه برای ورود به موضوع اصلی از آنجهت مطرح می شود که ما جایگاه خود را تاحدودمعینی در قبال شکست ها وپسرفت ها وسکون ها و..در کل مسیر طی شده مسئولانه ببینیم وبپذیریم و در راه اصلاح وتجدید نظر در آنها ،اقدام آگاهانه وشجاعانه انجام بدهیم.
گذشته از آنکه خود بررسی عمیق از هویت شکل وماهیت «جنبش سبز «ضرورت وجایگاه تئوریک خاصش را دارد ومجال دیگری میطلبد . اما دراین مقال تنها هدف ایجاد تمرکز روی برخی از خصلت های ویژه این جنبش است که بنابه ضرورت ، بررسی ونقد آنرا ایجاب میکندتا بتوان ازاین طریق قدمی و راه حلی بالنسبه قابل طرح ودفاع برای رها سازی اسیرانمان داشته باشیم.
در اینجا بطورگذرا باید اذعان کرد که فقدان وجودیک استراتژی ونقشه ی معین علمی و یک برنامه سیاسی تعریف شده ی کارآو نبود یک تاکتیک محوری موثرتاکنون از نقاط ضعف اساسی» جنبش سبز»بوده است واین خود البته معلول نوظهوری و نوباوه گی وتکامل نایافتگی آن در شرایط فعلیست.رهبری گازی شکل وشناور نسل سومیها برآن که ضرورت ویا عدم نیاز به داشتن مرکزیت برکل روندش رابهر دلیل نتوانسته پذیرا باشد. موجب گردیده است که نه تنها مرجعی مشخص برای بررسی ونقد کارنامه و تاکتیک هایش وجودنداشته باشد که بطریق اولی وبه تبع آن مسئولیتی نیز برای پاسخگویی به معضل مبتلا به اش نداشته باشد .
رهبری ضد سانترالی ومرکز گریز «جنبش سبز «به همین دلایل تاکنون قادر نبوده است که تعریفی مشخصی ازخود و جایگاه اصلاح طلبان درجنبش ودرکل نقشه ی سیاسی شان ارائه دهد .
برداشت ملاحظه کارانه وشیک از مبارزه ی بدون خشونت ،آنهم درچارچوب «قانون»این رژیم لاجرم موجب گردیده است که دائما خودرا درمحدودیت های انتخاب تاکتیکی گرفتار ببیند، به همین خاطرست که ازانتخاب یک یا چند تاکتیک تکراری وشناسایی شده در صحنه ی کشاکش با رژیم نمیتواندفراتررود. بن بست ومحدودیت تاکتیکی که ضعف مشهود کارایی اش در مواردمعین کاملا ملموس وغیر قابل انکار است.
نقاط ضعف جدی و عمده ی کار نامه ی جنبش سبزتاکنون بطور مشخص عبارتنداز

1-ناتوانی تاکتیکی مشهود دربمیدان آوردن توده های وسیع قشر متوسط درجامعه
2- نارسایی وضعف آشکار در انجام وایجاد همپیوندی مبارزاتی میان توده های شهرستانی با پایتخت .
3-ضعف توفیق در سمتگیری به سوی برپایی اعتصاب سراسری در کل کشور
4-و….
5- وبالاخره عدم موفقیت دراعمال قدرت به رژیم برای آزادنمودن زندانیان سیاسی

6- ضعف آگاهی و اشراف راهبری جنبش به علم استراتژِی وتاکتیک ها ی مبارزاتی ونگاه صرف انتظاری آنها به «بالا»وچشمداشت به عقب نشینی های رژیم از طریق «فشار از بالا «وآوانس های احتمالی حاصل ازآن .
7- عامل واهرم فشار شدن دردست اصلاح طلبان درصحنه ی تحولات واختلافات احیانی درون رژیم وبهره گیری های موضعی وموسمی از آنها جهت پیشبرد اهداف تاکتیکی بسود اصلاح طلبان و سیاستهای آنها،که هممواره از رادیکالیزم جنبش هراسناک بوده وهستند.
اینها مجموعه عواملی است که موجب گردیده تا این جنبش تنها بتواند خود را درسطح و مرز (ما هستیم ) تنزل داده وساکن نگاه دارد وقادر نباشد که نیروی لازم و قوی برای عقب راندن جدی رژیم را بوجود بیاورد .

«جنبش سبز» درکل اجرای پروژه های تاکتیکی اش تابحال با وجهی غالب خصلتی تبعی نسبت به متغیرسیاست های سرکوبگرانه ی رژیم داشته است، بگونه ایکه آشکارا تمام تاکتیک هایش واکنشی به کنش های حاکمیت بوده است وبهمین لحاظ در کل کشاکش تقریبا ابتکارعمل اجرای عملیات تاکتیکی متعلق به رژیم بوده است . وجنبش تنها با شکارلحظه هاوعمیق نمودن شکافها، متعاقبا بدانهافقط واکنش هوشمندانه نشان داده است وهنوزنتوانسته ابتکار عمل سیاسی را خود بدست بگیرد.
بی شک ،ضعف آگاهی ازارزشها ومیدان کاربرد» تاکتیکهای عمده وغیر عمده» وبخصوص نداشتن حلقه ی اصلیزنجیرمبارزه یعنی( تاکتیک محوری) ونقش تعیین کننده ی آن ،علت اصلی این ناکامی هانیز بوده است که بدون رفع این نقیصه نمیتوان شاهد فرارویی وموفقیت آن در کارزار سیاسی بود .
گذشته از تعابیر مختلف از( تاکتیک محوری) باید پذیرفت که انتخاب کلمه «محوری » دقیقا بدین خاطر است که درطول پروسه مبارزه ی سیاسی ویا نظامی این عنصرهمیشه باید حاضرومتحرک ودائمی باشد و اثرو مهرش را برصحنه بکوبدومانند محور یک موتور نقش حیاتی وتعیین کننده داشته باشد.
پیشروان وپیشاهنگان آگاه جنبش وقیام ها مرتب در بررسی های» آزمون وخطا»ی خوددر صحنه ی واقعی مبارزه جستجوگراین مهم اند ، تا بدان دست یابند. همچنانکه در تاریخ مبارزاتی ملل» تاکتیک محوری » برپایه شناخت صحیح رهبرانش از تضادها ودروارسی دائم و سنجش های روزمره بدست آمده است که خاص آن کشور ها بوده است ولزوما در سایر کشور ها نمی تواند همین موفقیت را کسب کند .
اگر بتوان پذیرفت که درقبل ودرآستانه ی تغییر رژیم در ایران واستقرار جمهوری اسلامی( الله اکبر گفتن های شبانه وتداوم آن) همان حلقه ی اصلی یعنی ( تاکتیک محوری)در میان کل حلقات دیگر بدست آمده بود و اعتصاب سراسری تاکتیک عمده ونهایی وتعیین کننده ی مبارزه ی سیاسی بود بلافاصله نباید این نتیجه ی نادرست راازآن گرفت که اتخاذواجرای تکراری همین تاکتیک گویا همان تاثیر رانیز خواهد داشت، زیرا که اساسا جنبش وقیام مردم درآن دوره نسبت به موقعیت کنونی دروضعیتی کاملا متفاوت وبا دورژیم مختلف وبا دوفرهنگ سیاسی مجزا وباخصلتهای خاص خوددر یک بررسی تاکتیکی در مقابل ما قراردارد .
یک تاکتیسین آگاه هیچگاه نباید میدان عمل انتخاب تاکتیکی اش را ضمن حفظ اصولش با ملاحظه ومحافظه کاری تنگ ومحدود نماید ،امور رعایت نشده ای که همچنان گریبان اندیشه ی تاکتیسین های جنبش سبزرا رها نکرده است ، بگونه ای که هنوز قادر به رسیدن به این نقطه ی تعیین کننده ی برای حل نقاط ضعف خود نبوده است.
یک تاکتیک محوری کارآ مد باید دارای چه خصوصیاتی باشد ؟؟؟

1-کم خطری در اجرا برای پیشاهنگان وتوده ی مردم،بدیهی است که عملیاتی کردن یک تاکتیک اگر قرار باشد مرتب پیشروان خود را در معرض زندان وشکنجه ومرگ قراردهد.نه تنها تاثیر منفی در جلب وسعیترنیروها می گذارد که جسارت وشجاعت لازم را برای ورود داوطلبانه ومشتاقانه ی توده های میانی و ملاحظه کاررانیزاز آنهاسلب میکند.
2-بلحاظ مادی ومعنوی باید کم هزینه باشد.
3-تقریبا همه کس با کمترین توان قادر به انجام راحتر آن باشند .
5-قابلیت تکرار شدن واثر گذاری دائم باشد .
6-قابلیت سراسری واپیدمی شدن را داشته باشد .
7- انجام آن علاوه برآنکه به قیام کنندگان روحیه مبارزاتی داده وتوانایی آنها را افزایش بدهد، همزمان ومداوما باید انسجام روحیه وتوان سرکوبکری را ازرژیم حاکم گرفته و آنرا متلاشی ودچار هراس روز افزون کند .
8-ترجیحادر تاریخ مبارزاتی تکراری نباشد که حاکمیت آنرا پیش بینی کرده باشد واز قبل پادزهرش را آماده نموده باشد .
9- پیشاهنگان وپیشبرندگانش درانتخاب وعمل بدان در بوته های مختلف آزمون وخطاها ی منطقه ای وبالطبع سراسری نمودنش ، دچار ملاحظه کاری وهراس های بی منطق وغیر عقلانی نگردند.

10-ظرفیت تطبیق وتلفیق وتقویت باسایر تاکتیکها راداشته باشد.
….. من باتوجه به تجربه ی کارسیاسی ام در بدو ورودم به فیس بوک پی این جسارت وگستاخی را به تن مالیدم که بهترین تاکتیک محوری راهمانا (بمب خرده کاغذ ) دانسته، طرح نمایم که تمامی خصوصیات ذکر شده را در خود دارد. هم اکنون نیز بر این توصیه خود به پیشاهنگان هر سه نسل داخل در مبارزه پایبند و مصرم که باید حتما این تاکتیک به بوته آزمون وخطا گذاشته و سنجیده شود .اگرچه عوامل بازدارنده ی منزه طلب و بااتیکت های مختلف با آن چه بسا مخالفت بورزند، اماا نتخاب نهایی بعهده ی نیروهای اصلی حاضر در صحنه میباشد که از عدم توفیق تاکتیکها بویژه درمورد آزادی زندانیان سیاسی کاملا آگاهند . درغیر اینصورت آنها ضرورتا خود باید بدیل وجایگزین تاکتیکی کاراتر را بتوانند ارائه دهند .
بر پایه این انتخاب از تاکتیک جدید ، ما باید نخست برای اعتراض به وجود متداوم آزارهای حیوانی و شکنجه های وحشیانه رژیم علیه عزیزانمان و برای آزادی عاجل آنها در اقدامی فوری ابتدائا وبااعلام قبلی وفراخوانی گسترده در تهران از این تاکتیک در زمانی معین بهره بجوییم وپس از تست وسنجش عملکرد آن شاهد خواهیم بود که این حرکت بزودی به شهرستانها سرایت کرده وعلاوه برانعکاس وسیع خبری آن در سطح داخل و بین المللی، نیز خلاقیتی ابداعی ،دیگری نیزاز» جنبش سبز ایرانیان» را در تاریخ سیاسی به ثبت برسانیم.
رژیِم کودتایی اینبار با پدیده ای نوظهوری از مقاومت تعرضی وتهاجمی مردم مواجه خواهد شد که مطلقاپیش از این حتی فکرش را نمی توانست بکند تاپادزهرش رااز قبل فراهم ساخته باشدویا چاره ای برپایه تجربیاتش در قبال آن بیاندیشد.
با اجرای صحیح این تاکتیک محوری صحنه ی توازن قوا بکلی بسود «جنبش سبز» تغییر پیدا خواهد کرد.

(( بمب خرده کاغذ))
باطو م نمی خورد/ ضد گلوله است / دستگیر نمی شود / زندانی وشکنجه وکشته نمیشود /بسیارکم هزینه است / همه کس با توان کم قادر به انجام آنست / مداوم و همیشه قابل تکرارست / قابلیت سراسری واپید میک دارد / تا پیروزی کامل محور وحدت بخش مبارزه است / برای حاکمان ونیروهای سرکوب آن وحشت وجدایی آورست /و….آنکه در تاریخ مبارزات وجنبش های آزادیخواهانه کاملا بی سابقه است / و آن چیزی جز/// بمب خرده کاغذ //// نیست ….تصورش را بکنیم . کاغذ های ریز ریز شده را از بامها بدست نسیم اعتراض دهید.شهرها ، خیابانها، روستاها ودشتها وکوهها و جاده و…منتظرند…

29/ا مرداد /1388-حسین خضرا

با تشكر از حسين خضرا كه اجاذزه انتشار اين مطلب را به من دادند

Comments (2)

آیا موسوی «دولت در سایه» تشکیل می دهد؟ / حسین خضرا


از نقطه نظراصلاح طلبان ، میتوان پذیرفت که از 30خرداد تاکنون، توازن وتناسب بالنسبه پذیرفتنی میان فشار از» پائین «وچانه زنی در» بالا» وجود داشته است .اما از زمانی که خامنه ای پاسخ رد به مصلحت گرایی های رفسنجانی داد.وبی تفاوت به وضعیت شدیدا بحرانی تکتازانه مراسم «تنفیذ وتحلیف» رامفتضحانه پشت سر گذاشت ،بدین طریق، عملا توپ کشاکش قدرت در» بالا»را به زمین رقبایش انداخت .
همانگونه که در نوشته ی قبل(موسوی را دستگیر نمیکنیم …) متذکر شدم .رژیم کودتا،تحت شرایط کابوسی فعلی ترجیح میدهدبا کمترین تنش با جنبش مردمی وموسوی وائتلافش روبرو شده و برای نجات از سقوط حتمی بهر قیمت خود را به سرمیز مذاکره با غرب برساند .امابرای رسیدن به این هدف و پیش ازآن باید چا لشی جدی تر از مراسم قبل یعنی گذر ازمعضل مجلس برای تائیدکابینه ی دولت احمدی نژاد روبرو گردیده واز آن به سلامت بگذرد .
درسوی دیگرجریان اصلاح طلب که عملا از تورنمنت قدرت عقب افتاده است. بنظر میرسد در تدارک یک جهش مهم آلترناتیوی برای حل قطعی بحران موجود می باشد.
پیش از این موسوی ویارانش، طرح تشکیل جبهه ای علیه کودتا را اعلام کرده بودند اما دربررسی کارشناسی،به عدم نیاز بدان، بدلیل وجودجبهه ی واقعی وملموس در سطح جامعه سیاسی وبرای جلوگیری از پیامد های درگیرانه ی بورکراتیک اش ، پروژه ی مزبور راگویا عملا متوقف کرده باشند .
اصلاح طلبان، پس از یک دوره تحمل ضربات جدی بر کادر هایشان و انفعال مشهودوکوتاه، در حالی که حریف مرتب خود را به خط پایان نزدیک تر میکند وجنبش مردمی مدام منتظر واکنشی محکم وقوی از سوی موسوی است.بایدبپذیریم که احتمالا بهترین گزینه یعنی اجرای طرح تشکیل» دولت در سایه» درنظر دارند .که چه بسا بزودی از سوی موسوی در سطح داخلی وخارجی اعلام موجودیت کند .
«دولت سایه» که در کشور های پیشرفته ی غربی که بعنوان اصل وروا لی قانونی سیاسی و د پذیرفته شده است. محصول کارشبه دولتی اپوزیسیون جناح اقلیت در پارلمان ها، برای هدفمندتر ومتشکل تر مقابلات ورقابت های سیاسی با دولت رسمی اکثریت بوجود میآید.
اما در شرایط ایران مقوله وطرح «دولت درسایه»،در کل ماهیتی الترناتیوی ورسمیت نیافته وبه لحاظ سیاسی ،خصوصیتی آشتی ناپذیر دارد.این بارگویی طراحان آن دست بنوعی الگوبرداری از دولت در تبعید ودولت موقت پیش وپس از انقلاب 57زده اند که در آن خمینی در مقابل دولت رسمی دکتر بختیارکه فاقد وجه ومقبولیت مردمی بود، قرار داشت.خمینی وتیمش با استفاده از مقبولیت مردمی دست به تشکیل» دولت در سایه» اما از نوع ایرانی اش زدند و.سرنوشت کشاکش همزمان «دودولت در یک اقلیم»را عملا با موتور درهم کوبنده ی مقبولیت» دولت موقت » تعیین ورقم زدند.
میتوان پذیرفت که طی این مدت اتاق فکر موسوی وائتلافش ا مرتشکیل «دولت درسایه » را بطور جدی مد نظرداشته و دارند و.چه بسا عنقریب آنرا علنی کنند.لیکن باید دید که طرح» دولت در سایه» موسوی چه اهدافی وکدام چالشهایی را در پیش میتواند داشته باشد؟
رئوس اهداف این طرح میتواند این چنین برآورد شود :
1)-خروج ازلاک انفعال وسکوت نسبی برای نویددادن به جنبش وتقویت روحیه ی آن بسود اهداف خود.
2)-پاسخ به ضربه ی دریافتی از سوی حریف وایجاد خیزی بلند برای کسب قدرت دولتی
3)-ایجاد ستونی از قدرت فعال تردرمقابل دولت رسمی فاقد مقبولیت به منظور جذب نیروهای سیاسی –نظامی وامنیتی ریزش یافته ودرحال ریزش ومتشکل کردن آنها حول قدرت خویش درداخل .
4)- پیشبرد سیاست انفرادهرچه بیشتردولت احمدی نژاد در سطح بین المللی ..
5)-وبالاخره نباید فراموش نمود که کل صفحه ی شطرنج پروژه ی جایگزینی با توفیق موسوی واز صحنه خارج کردن احمدی نژاد پایان نمی یابد. رفسنجانی بعنوان قطب قدرت در سایه وروشنایی ، بازیرکی خاص خود در جبهه ی تحرکات سیاسی در»بالای «رژیم نیزمهمترین هدف خود را حذف خامنه ای از جایگاه ولایت مطلقه ازنظر دور ندشته است وهمزمان هدایت دوروندجایگزینی دولتی ورهبری را پی میگیرد وبهترین گزینه رابجای خامنه ای آیت الله منتظری میداند.
رفسنجانی که در همه حال وهمواره آمادگی وگنجایش جذ ب نیروهای مخفی وعلنی ازبیرون و درون رژیم را داشته ودارد. اما برای روز مبادا در آستین ش نیروهای امنیتی ونظامی خود را نیز دارد. لیکن سیاست مصلحت گرایانه ی او ترجیحامسیر غیر نظامی را در اجرای این پروژه ها جستجو میکند . بگونه ای که حتی تا آخرین لحظات درب بازگشت خامنه ای بسوی خود را نخواهد بست .

نتیجه آنکه اگر»دولت درسایه» موسوی سریعا علنی گردد ،به احتمال زیادمیتواند بخش مهمی از نمایندگان مجلس را حول قدرت جایگزین جدیدگرد خود آورد وبا ایجاد ائتلافی جدی در مجلس ،سد بزرگی در مقابل احمدی نژاددر رد کابینه اش ایجاد نماید. که اینباردیگرنمایدگانش زیر بارحکم حکومتی رهبر(کم سو!!) براحتی سر فرود نمی آورند.
پروژه ی بلوکه شدن وعدم رای اعتماد به کابینه ی دولت احمدی نژاد در مجلس، فضای مورد نیاز برای جابجایی قانونی قدرت دولتی رامیتواند در دورهای بعدی بسود موسوی فراهم سازد .

موسوی در این راه ناگزیرست ابتدائا باکمترین چهره های عضو کابینه اش وارد صحنه سیاسی شود. وکابینه ی خود را لااقل در قسمت وزارت خارجه از چهره های علنی وشناخته شده در خارج از ایران انتخاب کند واعلام وزرای بعدی را به مساعد شدن فضای تنشها موکول نماید .
درغیر این صورت، یعنی عدم طرح ویا دیر اعلام نمودن موجودیت «دولت در سایه » اصلاح طلبان می بایددرآینده ی نزدیک با هزینه ای گزاف تربا چالشها وکشاکش های سیاسی وحتی نظامی –امنیتی روبرو گردند .

امااز آنجا که کشور ایران بدرستی کشور شگفتی ها نام گرفته است، واقعا نمیتوان با اطمینان کافی به اوضاع سیاسی آن نگریست زیرا هر لحظه با هر اتفاق پیش بینی نشده ای، امکان برهم ریزی تمامی نقشه ها وصف آرایی های سیاسی وجود دارد. که موجب پیدایش وضعیتی جدید از پیش باور نکردنی میگردد./
حسین خضرا

نوشتن دیدگاه

آیا کودتا تکمیل می شود؟ جنبش سبز چه میشود؟ / مقاله اي از حسين خضرا


ا کودتا تکمیل می شود؟ جنبش سبز چه میشود؟!
ازپیش کاملا مشهود بود که کودتا به دنبال هدف نابودی جمهوری ابتر اسلامی وتبدیل آن به حکومتی بلا منازع وبدون نق های روحانیت وگرایشات اصلاح طلب درون رژیم بود.که برآمد «جنبش سبز» انجام این پروژه را تسریع نموده وبجلو انداخت .
باپایان یافتن مراسم «تنفیذ وتحلیف «و بلافاصله بعد ازدادگاه نمایشی ،شواهد پیداو نهانی ،حاکی از آن است که رژیم جدید خود را آماده ی اجرای آخرین فاز کودتا مینماید. این پروژه که ترجیح میدهد،در گام اول ودر فاصله زمانی کوتاه، خانه نشینی و حصرکامل سیاسی رابه سران عمده ی اصلاحات (موسوی – خاتمی ورفسنجانی) تحمیل ومحقق سازد. اما به دلیل قرار گرفتن در انتهای دوراهی مرگ وزندگی هرگز بخود تردید راه نخواهد داد که گام نهایی را یعنی دستگیری موسوی و..را بعد ازنامیدی ازاجرای گام اول ، بلافاصله بانجام برساند. تا آخرین قطعه ی پازل کودتایش را تکمیل کند. اینکه آیاسران اصلاحات و بویژه موسوی بدان چگونه عکس العمل نشان خواهند داد وآیابه دستگیری ونمایشات بعداز آن تن می دهند ویابا ورود به فاز» تهاجمی» درصدد سرنگونی کودتا چیان برآیند؟ موضوعی کمتر قابل پیش بینی است و امریست که در اصل اهداف حیاتی کودتا چیان کم ویا بی تاثیر است. زیرادر عمل همه ی پلهای سازش پشت تمامی نیروهای درگیر در حاکمیت قبلی خراب شده است وتاریخ سیاسی بیش ازاین نمی تواند بلاتکیفی در قدرت را تاب بیاورد . . .
جنبش که ا کنون در آستانه ی سیر فوق العاده سریع وغافلگیرانه ی حوادث سیاسی قرار گرفته است وتلاطمات وصف آرایی های آن، آستانه ی نهایی شدن وضعیت قدرت سیاسی را بنمایش میگذارد . یاد آورد درد های وحشتناک پیش از زایمانی ست که تضمینی برزنده وسالم بودن نوزاد آن ازقبل موجود نیست .
فقدان رهبری واحد سراسری بر تارک جنبش کنونی وخطاهای غیر قابل اغماض از سوی تحول طلبان وآزادیخواهان ،عملا فضای زمانی مناسب را در اختیار کودتا چیان قرار داد که خود را به آخرین مرحلع ی فاز تکمیلی کودتا برسانند .
انچه اکنون در پیش روی ماست ودرصورت تداوم وضعیت بلاتکلیفی دردآور کنونی ودر فقدان آلتر ناتیو قوی،چشم انداز ی جز افول » جنبش سبز»وپایان دوره ی تاریخی عمر آن کمتر قابل تصور است . مگر آنکه» رهبری تاکنیکی سایبری» اش سریعا از فاز» اعتراضی تدافعی» به فاز «تعرضی وتهاجمی» روی آورده وبه جنبش جان واعتلایی ببخشد . این تغییر تاکتیک باتوجه به کم تجربگی و تابویی بودن مشی » مبارزه ی بدون خشونت » نزد آنهاو انحصار طلبی تاکتیکی تئوری پردازانش که بر خلاف سمتگیریهای اتحاد فراگیرانه جریان داشته است ، بعید مینماید که آنها را درمسیر تغییرجهت تاکتیکی قرار دهد.
بی تحرکی و بی ارادگی اپوزیسون درسمتگیری بسوی ارائه ی یک بدیل متحد فراگیر،در همنوایی منفعلانه با سیرخود بخودی حوادث وتبعیت از برداشت تابویی » مبارزه یبدون خشونت» ،مسئولیت عمده تاریخی سیاسی افول وشکست محتمل «جنبش سبز» را بردوش می کشا ند…

نوشتن دیدگاه

Older Posts »